امیر سرتیپ سیدناصر حسینی

اشاره

1) در یادداشت جداگانه ای علت نادیده گرفتن نقش ارتش در دفاع، در پاسخ به این پرسش که؛ «چرا در گفتمان و ادبیات موجود، نقش ارتش در برابر حمله عراق، آنچنان که بوده است، مورد توجه و باور عمومی قرار نمی‌گیرد؟» در سایت منتشر شد. همچنین به تبیین تناقض آمیز ارتش، مبنی بر ترسیم وضعیت دفاعی و چگونگی شکست دشمن، به شرح زیر اشاره شد:

«تبیین ارتش چنانکه اشاره شد، تناقض آمیز است. به این معنا که علت شکست و ناتوانی‌ها به فروپاشی ارتش ارجاع می شود و درباره نقش نیروهای مردمی اینگونه تأکید می شود که؛ «فاقد آموزش، سلاح و سازمان بودند.» در عین حال بر نقش ارتش در جلوگیری از اشغال خوزستان و تجزیه آن، تصریح می شود. گزاره های یاد شده، نه تنها نقش ارتش را در برابر حمله عراق تبیین نمی‌کند، بلکه صورت مسئله دفاع در برابر حمله عراق و شکست ارتش عراق را با پرسش و ابهام همراه می‌کند، به این معنا که اگر ارتش فروپاشیده بود و نیروهای مردمی فاقد آموزش، سازمان و سلاح بودند، پس چگونه ارتش عراق شکست خورد و از اشغال سه روزه خوزستان بازماند؟ علاوه بر این؛ ارتش در تبیین چگونگی دفاع در برابر حمله عراق، بجای تاکید بر اصل دفاع و«شیوه تفکر دفاعی»، بر نقش سازمانی ارتش تاکید می‌کند. حال آنکه شیوه تفکر دفاعی در برابر حمله عراق، بیش از هر موضوع دیگری، بعنوان یک تجربه تاریخی و راهبردی، درآینده مورد نیاز است»

2) توضیحات یاد شده را در مقدمه به این دلیل نوشتم که مرسوم است در پاسخ به هرگونه گفتار و نوشتار، موضوع و مسئله مورد بحث روشن شود، حال آنکه در یادداشت امیر حسینی، با وجود آنکه با هدف پاسخ به متن دیگری نوشته شده است، هیچگونه اشاره ای به موضوع مورد بحث صورت نگرفته است، در حالیکه بدون این ملاحظات و پاسخ به پرسش مورد بحث و تناقض موجود در نظریه ارتش، برای مخاطبین یادداشت حاضر قابل ادراک نیست. در ادامه یادداشت امیر حسینی آمده است.

*************

   برادر گرامی سردار درودیان در مورد مطلبی با عنوان "نقدی بر چرایی و چگونگی نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق" که منتشر فرمودید لازم دیدم نکاتی را هرچند مختصر عرض نمایم.

ابتدا از اینکه به این باور رسیده اید که؛ "بر اساس اسناد موجود معتقدم حداقل در آثار سپاه و آنچه خودم نوشته ام، نقش ارتش برابر واقعیات نیست و باید اصلاح شود." جای خوشحالی است و معتقدم چنانچه با نگاه یک محقق به اسناد باقی مانده از جنگ ایران و عراق نگاه کنید، سایر تردیدها و باورهای اشتباهی که احتمالاً بدلیل ضعف اطلاعات علمی و نظامی و یا احیاناً تعصب صنفی و سازمانی بوجود آمده تجدید نظر خواهید کرد. من قدری این موضوع را توضیح خواهم داد و بفضل الهی به تناقض اشاره شده در متن نیز پاسخگو خواهم بود اما در ابتدا عرض این است که برخلاف تصور حضرتعالی بنظر ما این باور عمومی نیست که ارتش در ابتدای جنگ در متوقف کردن ارتش عراق نقش نداشته است. بلکه برعکس قاطبه مردم به نقش تعیین کننده ارتش در ابتدا و ادامه جنگ ایران و عراق معتقدند. در هرصورت اگر از این گونه مباحث بگذریم برای اثبات این مدعا بهتر است مبتنی براسناد و تحلیل های کارشناسانه وارد بحث شویم و گفته های گذشته کارشناسان ارتش و سپاه را ملاک قرار ندهیم.  

جنگ ایران و عراق قریب بیست ماه بعد از انقلاب شروع شد و در طول این بیست ماه ارتش ج.ا.ا که بتازگی با پاکسازی های انقلابی و فرامین صادره از سوی رهبر کبیر انقلاب و فرمانده کل قوا استحاله شده بود در مسیر پشتیبانی از انقلاب مشغول جنگ با تجزیه طلبان در استانهای کردستان و آذربایجان غربی بود و همین مأموریت روز بروز بر آمادگی ارتش اضافه می کرد. ارتش مطابق سیاست های نظام شکل می گرفت، تجدید سازمان می شد و به آموزش و عملیات و پشتیبانی های خود می رسید. اما اینکه فرمودید ارتشی که در رتبه پنجم قرار داشت نتوانست حالت بازدارندگی را حفظ کند. در این مورد قبلا هم عرایضی داشته ام و تمایل به تکرار ندارم فقط دو نکته عرض می کنم اول اینکه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان جنس بازدارندگی سیاسی است و صرفاً با ادوات و تجهیزات نمی توان به بازدارندگی رسید. شما بهتر می دانید که در آن دوره اوضاع سیاسی اجتماعی و نظامی کشور شدیداً نابسامان بود و در سطح مدیریت کلان کشور دچار تفرقه و تشتت بودیم ضمن اینکه در داخل مسئله امنیتی داشتیم شما میدانید کشورهایی که در داخل دچار مشکل امنیت داخلی هستند از نظر راهبردی قدرتشان در سطح فروملی است و مقوله بازدارندگی قدرتی فراملی می طلبد. بنابراین اگر به ارتش زمان شاه اشاره می کنید بایستی به معادلات سیاسی امنیتی و نظم جهانی (وقت) و تقابل شرق و غرب و ... هم توجه داشته باشید. بله ارتش ایران در قالب پیمان سنتو و با پشتوانه بلوک غرب بویژه آمریکا می توانست قدرت پنجم و یا ژاندارم منطقه باشد ولی بعد از انقلاب و در شرایط آغاز جنگ هیچکدام از این شرایط نبود پس باید قدری واقع بینانه تر موضوعات را تحلیل نموده و مورد قضاوت قرار دهیم.

نکته بعد اینکه ارتش در 31 شهریور یعنی زمان آغاز جنگ سازمان داشته فرمانده داشته شما حکم حضرت امام (ره) به شهید فلاحی و مرحوم ظهیر نژاد را بعنوان جانشین رئیس ستاد ارتش و فرمانده نیروی زمینی و احکام سایر فرماندهان را ملاحظه فرموده اید. بنابراین ارتش دارای سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی حاضر به رزم و یا در حال رزم بوده است و... آنوقت شما در همین یادداشت اخیر مرقوم فرموده اید: "... برخی از نیروها و یگان های نظامی ارتش از جمله تکاوران دریایی و نیروهای دانشکده افسری، در خرمشهر در کنار مردم حضور مؤثری در برابر ارتش عراق داشته اند!!" جالب است که این ارتش با این سازمان عریض و طویل و هزار کیلومتر مرز غربی کشور را که در سرتاسر آن ارتش درحال دفاع بوده شما نمی بینید بعد می گویید که ارتش در کنار نیروی مردمی دفاع می کرد. در کجای دنیا سراغ دارید که ارتش در کنار مردم بجنگد بلکه برعکس همیشه این مردم هستند که ارتش تشکیل می دهند و در موقع جنگ هم در کنار او قرار میگیرند و از او حمایت می کنند. من معتقدم مردم در خرمشهر در کنار ارتش جنگیده و مقاومت 34 روزه را خلق کرده اند. لذا شما برای هم نظر شدن با من بایستی سری به اسناد و واقعیات جنگ بزنید. بعنوان مثال ارتش در زمان شروع تهاجم عراق در خرمشهر پادگان زمینی و دریایی دارد. نیروهای مدافع دارد. نیروی رزمی 421 نداجا در بوشهر از روزهای قبل از جنگ گردان 800 نفره تکاوران دریایی را که سالها آموزش دیده و تشنه عملیات بودند را پای کار آورده و مشغول سازمان دادن میدان نبرد بوده است و گردان دژ لشکر92 زرهی اهواز با تمام توان پای کار از روزهای قبل از 31 شهریور با دشمن بعثی درگیر بوده است و نیروی هوایی پشتیبانی هوایی می کند و اصولا برای دفاع از مرزهای غربی کشور طرح داشته است و ... بعد شما میفرمایید که ارتش در کنار مردمی که نه سلاح دارند نه اموزش دارند و نه سازمان منسجمی دارند حضور مؤثری داشت!!! آنوقت میخواهید به ارتشی ها برنخورد و گلایه هم نداشته باشند. خوب وقتی درطول این سال ها همین تحلیل ها را مرتب تکرار شده است یحتمل در عده ای به باور هم تبدیل می شود. اما اسناد چیز دیگری می گویند. بد نیست بدانید راز به میدان آوردن دانشجویان دانشکده افسری در روزهای آغازین جنگ- که شما از آنها بعنوان نیروهای دانشکده افسری یاد کرده اید- این بود که یعنی ارتش تمام نیروهای در اختیار را بکار گرفته و حالا مجبور شده دانشجویانی که تا چند روز دیگر بایستی فارغ التحصیل شده و بعنوان فرمانده یگان به میدان بروند را امروز بعنوان نیروی رزمنده به جبهه می فرستد. البته نقش این دانشجویان نیز در خرمشهر فرماندهان نیروهای مردمی بوده است. بنابراین ارتش در کنار مردم نبوده بلکه مردم درکنار ارتش و دوش بدوش ارتش جنگیده اند و ارتش به این همراهی و همدوشی همواره افتخار کرده است. نکته بعد اینکه نگاه به اسناد ارتش نشان میدهد که برای دفاع از کشور طرح و برنامه داشته و در داخل خاک و در عمق دفاع کردن متناسب با شرایط، برابر طرح بوده است و پیشروی دشمن در غرب کرخه در طول شش روز خیلی هم سریع نبوده، به این دلیل که یگانهای زرهی ارتش عراق اگر می خواستند بسرعت بیایند و مقاومتی سر راهشان نبود؛ بایستی مسیر 80 کیلومتری فکه تا پل کرخه را حداکثر در یک نصفه روز می آمدند نه شش روز، پس معلوم می شود سر راهشان مقاومت هایی وجود داشته است و این قاعده در غرب اهواز هم صادق است ولی در خرمشهر وضعیت فرق می کند. برای اینکه شهر بر سر راه یک واحد نظامی خود بخود یک مانع محسوب می شود حال آنکه مردم و نیروهای موجود در شهر هم مقاومت می کردند پس طبیعی است که مقاومت طولانی تر شود که بحمدالله اینچنین شد. و اما باز نگاه به اسناد نشان می دهد که در سال اول جنگ سه طرح یا دستورالعمل بنام های ابوذر، بدر و خندق در نیروی زمینی با مشارکت نیروی هوایی در سراسر جبهه ها اجرا شده که در قالب این سه دستورالعمل بمنظور کند کردن حرکت، سدکردن پیشروی، تثبیت و فرسوده کردن دشمن، بیش از 160 عملیات کوچک و بزرگ انجام شده، که این تعداد عملیات در طول یکسال در هشت سال دفاع مقدس بی سابقه است. اما در مورد تناقضی که اشاره کردید. شما می فرمایید برخی فرماندهان ارتشی گفته اند که ارتش فروپاشی شده بود. برخی دیگر می گویند ارتش در روزهای آغازین جنگ استراتژی جنگ برق اسای عراق را با شکست مواجه کرد و مانع رسیدن به اهدافش گردید و ... پس این تناقض را چگونه پاسخ می دهید؟ اولاً اینکه مشخص نیست کسانی که گفته اند ارتش فروپاشی شده بود در چه جایگاهی قرار داشتند و یا در چه شرایطی و در پاسخ به چه سؤالی چنین سخن گفته اند؟ بله روزهای اول انقلاب وضع ارتش بطور طبیعی مناسب نبود ولی حدود20 ماه بعد از انقلاب دیگر ارتش سرپا ایستاده بود. در مورد کودتای نوژه هم باید عرض کنم این کودتا هم مثل سایر توطئه های دشمن انجام شد و در آستانه جنگ ضربه مؤثری به ارتش وارد کرد و برخی مقامات مسؤل و غیر مسؤل تصمیماتی گرفتند که این ضربه را تشدید کرد. و کودتا بعنوان یک اقدام دشمن قطعاً در تضعیف ارتش مؤثر بود و اگر این کودتا نبود شاید دفاع انجام شده صورت بهتری پیدا می کرد ولی حرف این است با اینهمه مشکلات و ناملایمات باز ساختار، سازمان، قوانین و مقررات و علم و سابقه و تجارب فرماندهان ارتش و عشق کارکنان خدوم آن به دفاع از میهن اسلامی کار خود را کرد و ارتش عراق را ناکام گذاشت. البته حقیر قصد شعار دادن ندارم ولی بعنوان یک محقق نبایستی به گفته های برخی کارشناسان اکتفا کنیم بلکه مداقه در اسناد بجای مانده از دوران دفاع مقدس و تحلیل های کارشناسانه می توانند بهترین راهنما باشند. از تصدیع انجام شده پوزش می طلبم.