اشاره:

   پیش از این درباره ضرورت تبیین تجربه جنگ با عراق در پاسخ به نیازهای حال و آینده، مطالبی در سایت منتشر شد. اکنون در آستانه سالگرد پیروزی در عملیات کربلای پنج و با توجه به آزادسازی حلب و اظهارات سردار سرلشکر محمد باقری رییس محترم ستادکل نیروهای مسلح، مبنی بر اینکه؛ «پیروزی‌های حلب و موصل دستاورد دفاع مقدس است» (خبرگزاری فارس- 2 دی 95)، در این یادداشت، نسبتِ تحولات اخیر و سیاست های راهبردی ایران با تجربه تاریخی جنگ، بررسی شده است.

***************

طرح مسئله

سیاستها و آموزه های راهبردی هر کشوری، در اولویت نخست خاستگاه درونی- تجربی دارد. به این معنا که پیش فرضهای ادراکی جامعه و ساختار تصمیم گیری کشور و حتی فضای رسانه ای و فعالیت های حوزه خصوصی- اجتماعی، تحت تأثیر تجربیات شکل می گیرد و به این اعتبار تاریخی می شود. با این توضیح مسئله اساسی؛ چگونگی تأثیرگذاری تجربیات و نه امکان پذیری آن است. در عین حال رجوع به تجربه پیشین در هر مرحله و چگونگی بهره برداری از آن، تابع پویایی حاصل از مواجهه با تجربیات جدید است. در این فرآیند، تجربه پیشین در ساحت نظری و عملی بازبینی می شود و در مواجهات آینده نیز اصلاحاتی صورت گرفته و نوعی انباشت حاصل می شود. با نظر به توضیحات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ آزادسازی حلب، با توجه به نقش ایران، چه نسبتی با تجربه جنگ ایران و عراق دارد؟

پاسخ به پرسش مورد بحث با این فرض بررسی خواهد شد که؛ میان آزادسازی حلب با تجربه جنگ ایران و عراق، سطحی از پیوستگی و تفاوت وجود دارد که بر نتایج و دستاوردهای سیاسی- راهبردی ایران در سوریه و منطقه تأثیرگذار خواهد بود.

تجزیه و تحلیل

1- موضوع و مسئله جنگ ها، با وجود آنکه استفاده از ابزار نظامی برای تأمین اهداف سیاسی است، اما با ظهور عوامل موثر و غیرقابل پیش بینی در روند وقوع و دستیابی به اهداف، جنگ از یک مسئله نظامی- راهبردی به یک مسئله سیاسی- اجتماعی با ابعاد فرهنگی- تاریخی تبدیل می شود. به این معنا که تجربه جنگ با برخورداری از ابعاد راهبردی- تاریخی، از پیوستگی و امتداد برخوردار شده و توسعه و تعمیق پیدا می کند.

2- نظر به اینکه تجربه جنگ در طول زمان و در زمینه های مختلف یکسان نبوده است، بنابراین ادراک از تجربه و چگونگی تبیین و بکارگیری آن، یکسان نخواهد بود. در عین حال تا کنون در باره ضرورت مقاومت در برابر تجاوز دشمن، استفاده از قدرت برای پیشبرد اهداف، همچنین سازماندهی نیروهای مردمی برای دفاع و برخی موارد دیگر، نوعی اجماع در جامعه و ساختار سیاسی- نظامی کشور، حاصل شده است.

3- مهمترین نشانه های پیوستگی نقش ایران در آزادسازی حلب با استفاده از تجربه جنگ عراق، همچنین استفاده از مفهوم «مدافعین حرم»، بمعنای تبیین جنگ دفاعی در برابر تهدیدات امنیتی، در چند موضوع قابل مشاهده است:

الف) حضور میدانی و مستشار سردار سلیمانی و سایر فرماندهان سپاه در جنگ سوریه،

ب ) سازماندهی نیروهای مردمی برای رزم در یگانهایی‌ تحت عنوان «فاطمیون» و «زینبیون» و« حیدریون»

ج ) هدایت عملیاتی در دفاع و تهاجم

د ) تعامل و هماهنگی با ارتش روسیه(نیروی هوائی و توپخانه) و ارتش سوریه، در دوسطح عملیاتی و سیاسی-راهبردی

 موارد چهارگانه بدون تردید بمعنای استفاده بهینه از تجربه جنگ با عراق، در مواجهه با مسایل جاری در جنگ سوریه و عراق است. پیوستگی های یاد شده ناظر بر رویکرد «دفاعی و مقاومتی و تهاجمی» به ضرورت های حضور در جنگ سوریه بر پایه آموزه های سیاسی- اعتقادی است که عمیقاً ریشه در تجربه جنگ ایران با عراق دارد.

4- مهمترین نشانه های تفاوت در تجربه پیشین، و یا تغییر و تکامل تجربه گذشته، طراحی الگوی جدیدی از جنگ هوایی- زمینی با مشارکت کشورهای روسیه و سوریه و سایر نیروهای مردمی از چند کشور، در چارچوب نیازها و الزامات راهبردی ایران در منطقه است. مشارکت راهبردی با روسیه در ابعاد سیاسی- نظامی، یک اقدام متفاوت است که بخشی از دستاوردهای سیاسی- نظامی آن در سوریه، در حال آشکار شدن است و نتایج دیگری را بهمراه خواهد داشت که میزان همسوئی و انطباق ان با منافع ایران نیاز به بررسی دارد. همچنین همکاری با ارتش سوریه بعنوان یک ارتش خارجی، شاید تجربه متفاوتی باشد، اما فراتر از تجربه جنگ با عراق نیست، زیرا شناسائی قابلیتهای یک ارتش کلاسیک( ارتش ج.ا.ا) و چگونگی همکاری مشترک را، سپاه در جنگ با عراق آموخته است.

5- توانایی سازماندهی و بکارگیری نیروهای مردمی بر علیه متجاوزین و اشغالگران را سپاه در جنگ با عراق اموخت و سپس در لبنان بکار گرفت و توسعه داد. آنچه هم اکنون در سوریه جریان دارد فراتر از تجربه جنگ است، زیرا نیروهای مردمی از سایر کشورها، شامل؛ فاطمیون از «افغانستان»، زینبیون از «پاکستان»، حیدریون از «عراق»، حزب الله از « لبنان» و دفاع الوطنی از «سوریه» سازماندهی و در جبهه‌های مختلف نبرد، در چارچوب اهداف مشخصی بکار گرفته می‌شوند که پیش از این تجربه نشده بود.

نتیجه گیری

1- تلاش های کنونی سیاسی- امنیتی ایران در منطقه، به ویژه در سوریه، در امتداد ساختارسازی نظامی، از طریق سازماندهی نیروهای مردمی در قالب یگان های نظامی و تأثیر عملکرد آنها در دو سطح سیاسی و نظامی، نتایج راهبردی بدنبال خواهد داشت.

2- جامعه و نیروهای اجتماعی سوریه، به موازات هرگونه تحول سیاسی- نظامی در این کشور، از این پس تحت تأثیر تجربه نظامی جدیدی قرار خواهند داشت که بخشی از آن، حاصل شیوه تفکر و طراحی الگوی جدید برای سازماندهی نیروها و استفاده از تاکتیکهای جدید، بر پایه تجربه و آموزه های جنگ ایران و عراق است.

3- نظر به ضرورت انطباق و تناسب ماهیت و مشخصه های قدرت دفاعی-تهاجمی ایران، با تغییر ماهیت تهدیدات آینده، تجربه اموزی در صحنه عراق و سوریه باید به ساختارسازی در نظام اموزشی و مدیریتی نیروهای مسلح منجر شود.