اشاره:

 پرسش از «چگونگی شکل گیری تفکر تاریخی» و کاستی‌های اساسی آن در «فهم ما از تاریخ»، به دلیل باورپذیری برآمده از «نگاه تاریخی واقعه محور و گذشته‌گرا»، بسیار دشوار و نتیجه گیری حاصل از آن، مبنی بر «ضرورت بازبینی تفکر تاریخی» دشوارتر خواهد بود. تأمل در موضوع یاد شده همچنین موجب طرح این پرسش شده است که؛ اطلاق تاریخ سازی به وقایع تاریخی، تبیین است یا تحریف؟ امیدوارم در این مسیر از طریق «تأمل منتقدانه» درباره نگرش واقعه محوری به تاریخ، در افق تفکر تاریخی کنونی گشایش حاصل شود.

***********

طرح مسئله:

  بنا به تصور رایج از تاریخ، بمثابه «واقعه»، مفهوم بندی وقایع تاریخی و فراز و فرود معانی آن، بیشتر بر محور واقعه انجام می شود. مهمتر آنکه برداشت یاد شده از تاریخ و واقعیات تاریخی، بیشتر حاصل نگرش به وقایع، در زمان واقعه و یا پس از آن، می باشد. بعبارت دیگر تاریخ و مناقشات تاریخی در زمان وقوع شکل می گیرد و سپس توسعه پیدا می کند. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ اطلاق تاریخ سازی به وقایع تاریخی، در زمان واقعه و یا پس از آن، تبیین تاریخ است یا تحریف؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که وقایع تاریخی در زمان واقعه و پس از آن، از طریق مفهوم بندی وقایع، از مرجعیت تاریخی برخوردار و معیار ارزیابی صحت و یا تحریف واقعیات قرار می گیرد. بهمین دلیل تحریف به یک معنا می تواند در تبیین وقایع، در زمان وقوع صورت پذیرد،  

 در این بررسی منظور از نسبت دادن «تاریخی‌سازی» به وقایع، بمعنای اقداماتی است که در زمان واقعه و یا پس از آن، با فرض تغییر در روندهای موجود، به وقایع نسبت داده می شود. چنانکه بسیاری از مورخین، در نگارش متون تاریخی، در چارچوب تفسیر از نقش و تاثیر وقایع تاریخی، روندها و تحولات را در چارچوب این مفاهیم و بعنوان تغییر در مسیر تاریخ، تقسیم و یا مرحله بندی می کنند.

 با فرض اینکه اطلاق تاریخ سازی به وقایع، ناظر بر نوعی قضاوت درباره نقش و جایگاه وقایع تاریخی، در روند تحولات است که گاهی با نظر به آینده و گاهی با نظر به گذشته. صورت می گیرد. با این توضیح، دو موضوع وجود دارد: نخست؛ واقعه و تأثیرات احتمالی آن و دیگری؛ تعریف نقش واقعه در تغییرات، با اطلاق «تاریخ سازی» است. درباره واقعه و تغییرات حاصل از آن، با فرض پذیرش صحت آن، این پرسش وجود دارد که؛ آیا یک واقعه تاریخی به شکل دفعی واقع و موجب تغییرات اساسی و دفعی می شود؟ بنظر می رسد شکل گیری و عینیت واقعه در زمان و مکان، برآیند مجموعه ای از عوامل مختلف و در طول زمان است، به همین دلیل حتی اگر یک واقعه موجب تغییرات شود، اطلاق تاریخ سازی به واقعه، در زمان ظهور آن، تنها به این اعتبار قابل پذیرش است که، تاثیر گذاری عوامل ظهور و بروز واقعه، بر اثر تکامل تدریجی در طول زمان، پذیرفته شده باشد. هرچند تلاش یاد شده برای اطلاق نسبت تاریخ ساز بودن به واقعه و تبیین آن، از طریق« روابط علت و معلولی» صورت پذیرد. چنین اقدامات اجتناب ناپذیری، به دلیل روش آن، مانع از درک روشن در باره روندهای تاریخی و چگونگی شکل گیری واقعه خواهد شد و بمعنای صورتی از تحریف است که در باره آن بحث خواهد شد.

 با توضیح یاد شده، اطلاق تاریخ سازی به وقایع، به دو اعتبار محل تردید و بحث است: نخست آنکه؛ تحقق واقعه در یک زمان خاص، به «تنهایی» عامل تغییرات اساسی و در نتیجه تاریخ ساز بودن نیست، زیرا رخدادها در طول زمان شکل می گیرد و به سرانجام می رسد. در حالیکه از عنوان تاریخ سازی در باره واقعه استفاده می شود. بنابراین اطلاق تاریخ سازی به واقعه، با نادیده گرفتن سایر عوامل و روندها در طول زمان، همچنین «علت سازی» برای وقوع آن، موجب فهم غلط از واقعیات تاریخی خواهد شد و در نتیجه صورتی از تحریف است. علاوه بر این، استفاده از مفهوم  نسبت تاریخی، با استفاده از سایر مفاهیم و گزاره ها صورت می گیرد، بهمین دلیل می تواند موجب شکل گیری صورتی از تحریف، بمعنای نسبت بی مورد دادن به وقایع و تحولات شود. فرضاً با فتح خرمشهر گفته می شود؛ «با این پیروزی، چرخشی در روند جنگ با برتری ایران آغاز شد.» یا «با تصرف شهر فاو موازنه استراتژیک بسود ایران تغییر کرد.» مسئله مورد پرسش این است که؛ این نوع تفسیرها از وقایع تاریخی، تا چه اندازه اعتبار دارد؟ مهمتر آنکه چگونه می توان اعتبار آن را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد؟ برای پاسخ به پرسش یاد شده، باید موارد مختلفی ازجمله آنچه پیش از این درباره فتح خرمشهر و یا فتح فاو بیان شده است، مورد مطالعه قرار بگیرد.

 پاسخ به پرسش های یاد شده با این فرض بررسی خواهد شد که، استفاده از مفاهیم صرفاً یک امر اعتباری و تفسیری است که به نحو اجتناب ناپذیری در واکنش به وقایع شکل گرفته و رواج پیدا می کند. موضوع مهم این است که این گونه برداشتها، در زمان واقعه و پس از آن، بعنوان حقایق تاریخی و قطعی مورد پذیرش قرار  می گیرد. توضیح یاد شده نشان می دهد، مسئله تحریف بمعنای تفسیر غلط از وقایع، می تواند در همان مواجهه اولیه در تبیین وقایع تاریخی شکل گرفته و تداوم یابد. چنانکه در برخی موارد پس از آشکار شدن نتایج وقایع تاریخی از این گونه مفاهیم استفاده می شود. برای بررسی صحت مفهوم بندی وقایع تاریخی و یا تحریف آن، می توان به جای نقد و بررسی «علت ها» و یا «علت سازی» برای تبیین آن، که بیشتر با آشکار شدن نتایج مورد استفاده قرار می گیرد، «نتایج وقایع تاریخی» را مورد ارزیابی قرار داد. بعنوان مثال آیا با فتح خرمشهر، چرخشی در روند جنگ با برتری ایران حاصل شد؟ آیا با فتح فاو موازنه استراتژیک بسود ایران تغییر کرد؟ اگر این برداشت صحت داشته و بمعنای ارزیابی صحیح از واقعیات و موازنه موجود در جنگ بوده است، جنگ باید با پیروزی ایران به پایان می رسید، حال آنکه چنین نتیجه ای حاصل نشد. مهمتر آنکه با فرض صحت گزاره یاد شده درباره فتح خرمشهر و فاو، هم اکنون بسیاری از مناقشات تاریخی در باره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، شکل گرفته و همچنان جریان دارد، در صورتی که صحت برداشتهای اولیه محل تردید است. با این توضیح بنظر می رسد در بسیاری از موارد تاریخی، در صورت بررسی روشمند و نقادانه، صحت گزاره های تاریخی و مفهومی درباره تاریخ ساز بودن وقایع، از طریق ارزیابی نتایج واقعه، مورد تردید قرار خواهد گرفت و در نتیجه بسیاری از متون تاریخی، همچنین گزاره ها و مفهوم بندی وقایع تاریخی، نیاز به باز بینی دارد.

نتیجه گیری:

1) وقایع تاریخی از مسیر مفهوم‌سازی در زمان واقعه، در گفته ها و نوشته های تاریخی مورد شناسایی قرار می گیرد. حال آنکه این مفاهیم و اطلاق آن، نوعی برداشت و تفسیر، در واکنش اولیه به واقعه است، بهمین دلیل اطلاق تاریخ ساز بودن به وقایع تاریخی، در بسیاری از موارد، بمعنای شکل گیری صورتی از تحریف است.

2) برخلاف تصور رایج که تحریف تاریخ با شاخص و معیار قرار دادن برداشت و صورت بندی اولیه از وقایع تاریخی، مطرح می شود، با تامل بیشتر روشن خواهد شد، علت و ریشه بسیاری از تحریف ها و مناقشات، متاثر از همان صورت بندی اولیه از وقایع است.

3) نقد و بررسی تحریف در تاریخ، بجای مفروض گرفتن واقعیات و گزاره های اولیه، در زمان واقعه، باید از طریق باز بینی و نقد و بررسی برداشت‌های اولیه از وقایع تاریخی، صورت پذیرد. در صورت پذیرش برداشت جدید از مفهوم تحریف، نه تنها محتوای اسناد و مندرجات بسیاری از متون تاریخی محل تردید قرار خواهد گرفت، بلکه افق های جدیدی از تاریخ بازگشایی خواهد شد.