چرایی و چگونگی شکل گیری تاریخ نگاری جنگ در سپاه

یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹

اشاره: 

   در فرصتی که برای دیدار با دکتر نائینی؛ رئیس محترم مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس فراهم شد، درباره وضعیت مرکز و گسترش پروژه های تحقیقاتی و نشست‌های تخصصی گفتگو کردیم. با توجه به تأسیس تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه در خرداد سال 1360، به ایشان پیشنهاد کردم باید هویت تاریخ نگاری جنگ را در سپاه و کشور، با نظر به مفاهیم و مبانی نظری و روش شناسی، بعنوان چارچوب و خطوط اصلی اقدامات انجام شده در حوزه تاریخ نگاری جنگ و برنامه ریزی برای «مطالعات جنگ در آینده» حفظ کرد. این مهم با برگزاری نشست‌های تخصصی در سالروز تاسیس تاریخ نگاری جنگ در سپاه در خردادماه، قابل دستیابی است. یادداشت حاضر را با نظر به همین ملاحظات نوشته ام که در ادامه خواهد آمد.

برچسب ها:

مرکز اسناد دفاع مقدس

،

تحریف

معرفت تاریخی؛ با متن یا موّرخ؟

دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹

   حوزه تاریخنگاری جنگ ایران و عراق به اعتبار مفاهیم و مبانی نظری، همچنین رویکردی و روش شناختی در حالیکه بسیار گسترده و عمیق است، ولی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در واقع تاریخنگاری جنگ به دلیل حضور نسل جنگ و مهمتر از آن ملاحظات سیاسی و اجتماعی، همچنان درگیر «واقعه نگاری» به روش مستند نگاری مکتوب و یا تاریخ شفاهی است. بنظرم حوزه تاریخنگاری جنگ اگرچه نیاز به توسعه موضوعات تاریخی، با تمرکز بر جزئیات تاریخی دارد، ولی بدون توجه به مبانی نظری و روش شناختی، تحول مورد نیاز به معنای «استفاده از تاریخ برای آینده» به جای «محصور کردن تاریخ در تاریخ» حاصل نخواهد شد. تفکر کنونی در حوزه تاریخنگاری به لحاظ رویکرد و روش متاثر از ادبیات بمعنای عام و ملاحظات سیاسی و مناقشه آمیز است. تداوم وضعیت کنونی «گذشته را در گذشته» محصور و مانع از درس آموزی از تاریخ خواهد شد. لذا بیم آن می رود در شرایط مشابه تاریخی، تجربه گذشته تکرار شود. تأملاتی که پیش از این داشتم و مطالعه یادداشت جناب صمدزاده، موجب اصلاح و انتشار یادداشت حاضر شد.

1- پرسش از امکان پذیری «معرفت تاریخی»، به معنای شناخت از تاریخ، بر پایه دو فرض پاسخ داده می شود: نخست آنکه تاریخ به معنای تحقق واقعه در زمان و مکان است. دیگر آنکه صحت وجود واقعه تاریخی و جزئیات آن، از طریق تاریخ نگاری مستند و تولید متن قابل حصول است. بهمین دلیل هرگونه بحث مستند و مستدل درباره رخدادهای تاریخی، با استفاده از روشهای مختلف، به معنای معرفت شناسی از تاریخ محسوب می شود.

2- «شاکله نظام معرفت شناسی» تاریخی بر سه پایه، شامل؛ «واقعه- موّرخ- متن» استوار است. در حالیکه واقعه در زمان رخ داده است، ولی برای مورخ واقعه از طریق اسناد مکشوف و از این طریق به تولید متن  (تاریخ نگاری) تبدیل می شود. واقعه- متن- موّرخ، بهم پیوسته است، بنا براین هر چند تاریخ با واقعه حادث می شود، اما بدون موّرخ، متن درباره تاریخ تولید نخواهد شد، بلکه  واقعه بعنوان خاطره تنها در حافظه فردی و جمعی به حیات خود ادامه خواهد داد و با تغییر شرایط و گذشت زمان رنگ می بازد. به این اعتبار، نوعی دوگانگی وجود دارد، زیرا با وجود آنکه تاریخ از مسیر تاریخنگاری از سوی موّرخ عبور می کند، ولی معرفت شناسی تاریخی از مسیر تولید و مطالعه متن امکان پذیر می شود و مورد استناد و ارجاع قرار می گیرد.

3- «معمای معرفت شناسی تاریخی» از محل دوگانگی یا تناقض‌نمایی واقعه- موّرخ ظهور می کند. تاریخ بمثابه ظهور و تحقق واقعه در زمان- مکان است که یکبار حادث و تمام می‌شود. اسناد و آثار به جا مانده در حیات ذهنی- مادی جامعه، دستمایه تحقیق تاریخی از سوی موّرخین قرار می‌گیرد و با انباشت تدریجی همراه است. به این معنا که هر متنی از واقعه به تدریخ به متن تاریخی تبدیل و از این طریق بخشی از تاریخ خواهد شد.

متن تاریخی به معنای تاریخ نگاری از وقایع تاریخی، از سوی مورخ تولید و مورد مطالعه قرار می گیرد. در این مطالعه، «متن» محل رجوع و تأمل است که مستند به اسنادِ نوشته شده است. بنابراین در حالیکه تاریخ مورد مطالبه و موضوع شناخت مخاطبین است، اما تاریخ‌نگاری و تولید متن از سوی موّرخ صورت گرفته و محل رجوع قرار می گیرد. در این تحول بصورت تدریجی «متن به جای واقعه» قرار می گیرد و شناخت تاریخ از طریق تمرکز بر روی متن موجب می شود در حالیکه نقش موّرخ در «برسازی تاریخ» برجسته می شود، ولی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

4- برابر توضیح یاد شده معرفت شناسی تاریخی با وجود آنکه تنها از مسیر مورّخ عبور می کند، اما از طریق شناخت موّرخ قابل حصول نیست، زیرا موّرخ با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی، مفهومی و روشی با واقعه مواجهه و متن را تولید می کند. مورّخ در حالی که درگیر تاریخِ گذشته است، ولی در حال زندگی می کند و متن تاریخ‌نگاری، حاصل ذهن و ملاحظات فکری و روش شناختی موّرخ است. بنا براین در حالیکه در مطالعه وقایع تاریخی تصور می شود واقعه در تاریخ مورد مطالعه است، اما به دلیل نقش مورخ و واسطه‌گری در شناخت واقعه، از طریق تحقیق و نگارش متن، در عمل متن و واقعه در گروگان مورخ قرار دارد. آنچه بنام و با هدف مطالعه وقایع تاریخی صورت می گیرد در واقع مطالعه متن تولید شده از سوی مورخ است. با این توضیح و تناقضاتی که وجود دارد، آیا اساسا معرفت تاریخی قابل حصول است؟

 

مطالب مرتبط:
+
پیش درآمدی بر نقد و بررسی؛ معرفت شناسی و روش شناسی جنگ ایران و عراق

برچسب ها:

معرفت تاریخی

،

معرفت شناسی

،

تاریخ نگاری

تأثیر تاریخ مندی مفهوم جنگ، در تقلیل گرایی در مسئله جنگ

یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹

   نقد و بررسی آثار منتشر شده در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق بیانگر این موضوع است که مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، هم اکنون در ذیل مفهوم دفاع مقدس قرار گرفته و غلبه «تاریخ نگاری واقعه محور و خاطره گویی»، روند «تقلیل گرایی» را بمعنای تغییر جایگاه جنگ از امر استراتژیک به امر سیاسی و اجتماعی، تسهیل و نهادینه کرده است. در چارچوب مفروض یاد شده درگیر این پرسش هستم که؛ چرا ادارک از مسئله جنگ بعنوان یک امر استراتژیک مغفول واقع شده است؟ در پاسخ به این پرسش بصورت اجمالی می توان گفت؛ غیر از ملاحظات ناظر بر نتیجه و نحوه پایان جنگ، درونمایه مسئله کنونی در نگرش به مسئله جنگ و علت تقلیل گرائی روبه گسترش،  رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ است. در این یادداشت موضوع مورد اشاره را بررسی خواهم کرد.

   روش شناسی توضیح در باره علت تقلیل گرایی در موضوع جنگ، با استفاده از نظریه «تاریخ مندی فهم» صورت گرفته است. بنا براین با فرض اینکه پدیده ها تاریخ مند هستند، نحوه مواجهه با یک تجربه و تقدم و تأخر زمانی آن، نظام آگاهی فردی و اجتماعی یک جامعه را در آن موضوع خاص شکل می‌دهد. در ادامه از طریق بازبینی تحولات تاریخی در جنگ، روند شکل گیری فهم از مسئله جنگ، در چارچوب موضوعات سیاسی - اجتماعی، به جای نظامی - راهبردی توضیح داده خواهد شد.

   جامعه ایران در شرایطی با جنگ مواجهه شد که مهمترین مسئله اش پس از پیروزی انقلاب، استقرار نظام جدید و منازعه در باره ساختار و جهت گیریهای اساسی آن بود، در حالیکه هیچگونه ادراک روشنی از ماهیت و مشخصه های جنگ و پیامدهای آن نداشت، بلکه مسئله جنک را از مسیر  امرسیاسی – اجتماعی و پیروزی انقلاب مشاهده و حتی احتمال وقوع آن را ارزیابی می کرد.

   حمله عراق به ایران با وجود غافلگیری، موجب دفاع مردمی و همه جانبه شد و دو مسئله اساسی را ایجاد کرد: نخست غافلگیری در برابر حمله عراق و دیگری دفاع مردمی و همه جانبه در برابر تجاوز عراق بود. مفهوم دفاع مردمی و نتایج آن بر اساس ضرورت  دفاع از انقلاب و موجودیت سیاسی کشور، در چارچوب باورهای سیاسی و اعتقادی شکل گرفت. با این تاکید که،علت وقوع جنگ   موجب مناقشات سیاسی شد. چنانکه  مفهوم دفاع موجب اعتماد بنفس ملی و امتناع از پذیرش مذاکره سیاسی برای پایان دادن به جنگ شد. غافلگیری اولیه در برابر جنگ با وجود دفاع مردمی و همه جانبه در برابر تجاوز دشمن، موجب اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه شد.  مواجهه با جنگ و اشغال، به علت غافلگیری، جامعه ایران را در مسیر جدید و متفاوت از مسیر انقلاب قرار داد و دو تأثیر اساسی داشت:

الف) نخست اینکه فهم از ابعاد سیاسی جنگ، از مسیر فهم از انقلاب و ضرورتهای آن حاصل شد. شاید بهمین علت در ساختار سیاسی کشور و در جامعه موجب مجادله و مناقشه اساسی درباره «علت وقوع جنگ» شد که هنوز هم ادامه دارد و با وجود پاسخ های مختلف، همچنان بعنوان یکی از مهمترین پرسشهای اساسی جنگ باقی مانده و خواهد ماند.

ب) دیگر اینکه وجه نظامی جنگ از طریق تجربه دفاع در برابر متجاوز و پیدایش مسئله اشغال سر زمین ادراک شد. در حوزه نظامی تحول اساسی چگونگی تأمل بر ضرورت ها و روش دستیابی به قدرت نظامی برای آزادسازی مناطق اشغالی بود که همچنان ادامه دارد. ملاحظه یاد شده در واقع شالوده ادراک از قدرت و ضرورت دستیابی به آن و حتی می توان گفت، منطق ادامه جنگ در خاک عراق را شکل داد.

  مهمترین نتایج نگرش سیاسی - اجتماعی به جنگ و  تقدم ادراک از امر نظامی - راهبردی، در چارچوب امر سیاسی را می توان در دو موضوع مورد مشاهده قرار داد: نخست اینکه سامان دهی شاکله قدرت دفاعی و تهاجمی کشور، متکی به نیروهای مردمی و استفاده از روشهای غیر مرسوم در طراحی عملیاتهای نظامی صورت گرفت و از این طریق بن بست نظامی جنگ برای آزادسازی مناطق اشغالی شکسته شد. دیگر اینکه در انتخاب گزینه راهبردی ایران برای حل دو مسئله همزمان، شامل؛ اشغال و بی ثباتی سیاسی، بجای تمرکز بر حل مسئله اشغال، در الویت نخست مقابله با بی ثباتی سیاسی در داخل کشور صورت گرفت و سپس بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور، زمینه های تحول نظامی با جذب و سازماندهی نیروهای مردمی، همراه با انسجام در ساختار سیاسی کشور فراهم شد.

   در واقع تحول اساسی در حوزه نظامی، در امتداد تحولات سیاسی- اجتماعی شاکله قدرت جدیدی را شکل داد که مهمترین نتیجه آن، ادراک از مسئله قدرت و روش بکارگیری آن برای غلبه بر چالشهای حاصل از اشغال سر زمین شد. این موضوع در عین حال منجر به پیدایش وضعیت دیگری شد که منطق ادامه جنگ در خاک عراق را شکل داد. به این معنا که، با ادراک از مسئله قدرت و نتیجه بکارگیری آن که منجر به آزادسازی مناطق اشغالی شد، منطق استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد اهداف انقلاب با سقوط صدام شکل گرفت. این هدف گذاری  و تصمیم گیری در مورد جنگ، بیش از آنکه بر پایه شناخت وجه ابزاری جنگ و نسبت میان قدرت نظامی با اهداف سیاسی باشد، در تداوم ادراک از ماهیت جنگ دفاعی علیه انقلاب و کشور بود که بعنوان یک امرسیاسی و اجتماعی از جنگ شکل گرفته بود.

   تقدم ادراکی از جنگ، با ادراک از مفهوم دفاع، به جای فهم از جنگ، بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز بر علیه موجودیت، هویت و موقعیت سیاسی، منطق تصمیم گیری برای استفاده از قدرت نظامی را با تاکید بر سقوط صدام یجاد کرد. برابر این توضیح جنگ فرسایشی در خاک عراق به مدت شش سال، حاصل عدم ادراک از وجه ابزاری جنگ و پیوستگی آن با سیاست بود. در این مرحله با ظهور واقعیات جدید برای دستیابی به پیروزی سرنوشت ساز و تامین منابع و تجهیزات مورد نیاز که موازنه جنگ را بصورت تدریجی بسود عراق تغییر داده بود، موجب ادراک جدیدی از مفهوم جنگ و قدرت نظامی شد که بازتاب آن را در انتخاب استراتژی تصرف یک منطقه و پایان دادن به جنگ از سوی مرحوم آقای هاشمی، همچنین شکل دهی دیپلماسی پنهان برای دریافت سلاح و حذف صدام، تحت عنوان ماجرای مک فارلین، می توان مشاهده کرد.

   فرآیندتحولات تاریخی  جنگ و نحوه پایان آن در واقع ناظر بر دلایل مغفول واقع شدن مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و قرار گرفتن آن در ذیل مفهوم «دفاع مقدس» و مناقشه درباره رخدادهای سیاسی- نظامی جنگ شده است.

 

مطالب مرتبط:
+ مطالب مربوط به تاریخ مندی جنگ

برچسب ها:

تقلیل گرایی

،

دفاع مقدس

،

تاریخ مندی

کار مورّخین در برابر وقوع رخدادهای تاریخی چیست؟

یکشنبه ۱ تیر ۱۳۹۹

   طرح پرسش درباره هدف و روش مورّخین «واقعه محور» در بررسی وقوع رخدادهای تاریخی جنگ ایران و عراق، تابع بحثی است که پیش از این در یادداشت جداگانه‌ای تحت عنوان «بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟» نوشتم. موضوع مورد بحث در آن یادداشت این بود که آیا علت وقوع رخدادهای تاریخی، برای موّرخ قابل کشف است؟ با این استدلال که اهمیت وقایع تاریخی با وقوع آشکار می‌شود و نه قبل از آن، بنابراین مورّخین پس از آشکار شدن واقعه تاریخی، برای بررسی علل آن به دنبال اسناد رفته و در این باره، «دلیل‌تراشی» می‌کنند. در واقع مورّخین از طریق معلول های تاریخی، درباره علت ها بحث می‌کنند. برابر این توضیح، کار مورّخین در بحث پیرامون علت وقوع رخدادهای تاریخی، بر اساس هر پیش فرض و روشی، «علت تراشی» است. حال آنکه مورخین مدعی کشف واقعیات متکی بر اسناد و مدارک هستند. در حالی که چنین امری درباره وقایع تاریخی به روش علت یابی از سوی مورخین قابل دستیابی نیست.

   با این مقدمه، این پرسش در باره روش کار مورخین وجود دارد که: برابر این قاعده که هر امری دلیلی دارد، علت وقایع تاریخی چگونه قابل فهم است؟ اگر مورخین از بحث درباره کشف «علت وقایع تاریخی» ناتوان هستند و بیشتر «علت تراشی» می کنند، پس کار مورخین در برابر وقایع تاریخی چیست؟

   اگر کار مورخین و تاریخ نگاری، بمعنای کشف واقعیت‌های تاریخی به روش مستند است، به نظرم توصیف و تحلیل «چگونگی وقوع رخدادهای تاریخی و پیامدهای آن»، کار مورّخین است و در مقایسه با بررسی علل وقوع، با نتایج بهتری همراه است. زیرا بحث درباره «علت» وقایع تاریخی، موضوع بحث به نوعی درباره «امکان های تاریخی» است که تحت شرایط و عوامل خاصی حاصل می شود. حال آنکه کشف و یا تبیین امکان های تاریخی کار مورخین نیست، زیرا وقتی هنوز واقعه تحقق نیافته تا اهمیت بررسی آن موضوعیت پیدا کند، چگونه مورخ می تواند درباره علت آن بحث کند. ارک هم پس از واقعه در باره علت وقوع بحث کنند در واقع معلول را جای علت قرار داده اند بنابراین بحث درباره علل وقایع تاریخی، پس از آشکار شدن آن بیشتر «علت تراشی» و یا نوعی «نظریه پردازی» در تاریخ است که با سیاست، قدرت و جامعه نسبت دارد.

با این استدلال، به نظرم بحث درباره علت حمله عراق به ایران، با فرض اینکه جنگ یک امر استراتژیک و مخاطره‌آمیز است که پس از بن‌بست سیاسی در مناسبات دو کشور، با استفاده از قدرت نظامی صورت می‌گیرد، در چارچوب مطالعات استراتژیک درباره جنگ ایران و عراق و نه مطالعه تاریخی قابل دستیابی است. بعبارت دیگر پویایی جنگ و متغیّرهای موثر در وقوع آن، همچنین امکان تکرارپذیری آن در آینده، در چارچوب مطالعات استراتژیک و با نظر به آینده قابل مطالعه است.

 

مطالب مرتبط:
+ بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟

برچسب ها:

علت وقوع جنگ

،

مطالعات استراتژیک

،

تاریخ نگاری جنگ

پیش فرض های تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق کدام است؟

سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹

پرسش درباره پیش فرض‌های تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق به این اعتبار اهمیت دارد که مقدمه فهم از تاریخ نگاری جنگ می‌شود. بنابراین پرسش اصلی که پاسخ به آن، پیش‌فرض‌های تاریخ نگاری را روشن خواهد کرد، این است که؛ ضرورت تاریخ نگاری وقایع جنگ در ارتش و سپاه چگونه ادراک و انجام شده است؟

برابر گزارش‌های موجود، تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه برای مقابله با تحریف جنگ و بیشتر با رویکرد سیاسی در دوره بنی صدر، در دفتر سیاسی سپاه شکل گرفت. اما تاریخ نگاری جنگ در ارتش، به گفته امیر بختیاری؛ با توجه به اینکه صرفاً ثبت وقایع هنگام عملیات در سازمان و نظام آموزشی آن تعریف شده بود، در چارچوب  تفکر عمیاتی و به روش مستند، با تاکید بر جزئیات، رویکرد و روش تاریخ‌نگاری را در ارتش شکل داد.

با این توضیح، پیش فرض و روش تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه با رویکرد سیاسی- هویتی و عملیاتی- مستند شکل گرفته است. با فرض صحت ارزیابی یاد شده، هم اکنون درگیر این پرسش هستم که؛ آیا در ارتش و سپاه با ماهیت و ماموریت نظامی، امکان گذار از تفکر تاریخی به تجربه جنگ، با تمرکز بر تفکر نظامی- راهبردی وجود دارد؟ از واژه «امکان» به این دلیل استفاده کردم که جابجایی و تغییر برای آینده است و به آسانی حاصل نخواهد شد.

 

مطالب مرتبط:
+ مطالب مربوط به تاریخ نگاری جنگ

برچسب ها:

تاریخ نگاری جنگ

،

روش شناسی

نگاهی گذار به کتاب تاریخ شفاهی علی اسحاقی

یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹

اشاره:

   تا کنون در نقد و بررسی تاریخ شفاهی، به اعتبار «روش شناسی» و جنگ ایران و عراق بعنوان بررسی «موردی»، یادداشت های متفاوتی را در سایت منتشر و بیش از چند سال است که درگیر گفتگوی تاریخ شفاهی با سردار رشید از فرماندهان ارشد دوران جنگ هستم. با توجه به اینکه پیش از این درگیر تاریخ‌نگاری مکتوب بودم و همواره در همین چارچوب با فرماندهان گفتکو می‌کردم، ملاحظات ناظر بر کار تاریخ شفاهی و نقاط ضعف و قوت، همچنین تفاوت و تمایز تاریخ شفاهی با تاریخ‌نگاری مکتوب، ذهنم را درگیر کرده و به تناسب بر نقدی که از روش تاریخ شفاهی داشته ام،  تاثیر گذاشته است.

بدون تردید باید به روش تاریخ شفاهی باور داشت و از آن استفاده کرد. مسئله اساسی؛ نقد «روش شناسی» تاریخ شفاهی است که بنظرم همچنان بعنوان مکمل تاریخ مکتوب ارزیابی و بر محور واقعه حرکت می کند. چنانکه پرسش‌ها از وقایع است و توضیحات نیز نقل وقایع، بر محور ذهنیت فرد است. بنظرم ملاحظه یاد شده نقطه آسیب شناسی تاریخ شفاهی است که بر محور ذهنیات فردی «تاریخ سازی» می کند. برای غلبه بر آسیب شناسی تاریخ شفاهی، علاوه بر توجه به نقش و تاثیر فرد گفتگو کننده و میزان تسلط وی بر موضوع مورد گفتگو، از نظر روش شناسی باید با رویکرد «انتقادی» به جای نقل و یا هدف «آگاهی» از واقعه، اقدام کرد.

توضیح یاد شده را به این دلیل نوشتم که ملاحظات موجود در روش شناسی تاریخ شفاهی و نقدی را که بر آن داشته ام، روشن شود. گونه جدید تاریخ شفاهی در مرکز اسناد دفاع مقدس که مرحوم دکتر اردستانی بنیان آن را گذاشت و به شکل گسترده ای از سوی دکتر نائینی در حال توسعه است، ظرفیت زیادی را به روش‌های متفاوت برای انتشار داده های تاریخی فراهم کرده است که در بررسی‌های تاریخی قابل استفاده است و در عین حال با توجه به نتایج این اقدام و مخاطرات آن، با  «تکثّر در روایت‌ها»، با تاکید بر «فرد محوری»، گونه‌ها و روش شناسی تاریخ شفاهی نیاز به نقد و بررسی دارد که مرکز اسناد دفاع مقدس می تواند در حوزه پژوهش‌های نظامی مسئولیت آن را برعهده گرفته و در این زمینه نشست‌های تخصصی را برگزار کند.

علاوه بر این ملاحظات؛ بنظر می رسد حجم صفحات آثار منتشر شده در مرکز به روش تاریخ شفاهی، مانع از استفاده عموم خواهد شد و نکات اساسی که در این گفتگوها وجود دارد، همانند آنچه در تاریخ شفاهی سردار علی اسحاقی وجود دارد، در میان حجم صفحات دیده نمی شود. با این توضیح، یا باید در روش و حجم صفحات تجدید نظر شود و یا اینکه یک کتاب خلاصه و کم حجم تهیه و منتشر شود. علاوه بر این؛ در موضوعات تخصصی مانند بحث «شنود»، باید به روش پرونده ای با مجموعه ای از افراد گفتگو شود تا از آسیب‌های روایت فردی کاسته شود.

********************

   فرصتی فراهم شد تا کتاب تاریخ شفاهی جناب آقای علی اسحاقی راکه از سوی آقای یدالله ایزدی تهیه و تنظیم شده است، مطالعه کنم. با توجه به تحقیقاتی که برای جلد دوم کتاب «مسائل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه» دنبال می کنم، نکات بسیار جالب و کمیابی در کتاب یافتم که موجب نگارش این یادداشت شد. دلیل اهمیت و ارزش کتاب به نظرم فعالیت جناب آقای اسحاقی در حوزه «شنود» است که در درون ساختار اطلاعات سپاه شکل گرفت و بخش مهمی از توانمندی دفاعی- تهاجمی سپاه را برای طراحی و فرماندهی عملیات و تأمین اهداف نظامی فراهم کرد. در زمینه بحث «شنود» اسحاقی یک «بنیانگذار» بی همتا، با انباشتی از اطلاعات و تجربه است که در این کتاب بخشی از ابعاد و لایه های آن مورد پرسش قرار گرفته و راه را برای مباحث عمیق تری گشوده است که باید برای تعمیق آن تلاش کرد. البته قصد نقد و بررسی کتاب را ندارم، ولی به نظرم با حذف برخی حواشی و کاهش صفحات، کتاب روان وخواندنی‌تر خواهد شد.

     شاکله فعالیت آقای اسحاقی در شنود و ارزش آن، برابر آنچه در کتاب امده است، بر سه پایه بهم پیوسته قرار دارد، هر چند در این گفتگو به نحو مناسبی این موضوع واکاوی و آشکار نشده است:

1- زندگی اسحاقی در عراق تا دوره بلوغ، علاوه بر فراگیری و تسلط بر زبان عربی، موجب شناخت از فرهنگ و ساختار عراق شده است. چنانکه پیش زمینه یاد شده در تمایل به کار اطلاعاتی و شناخت از دشمن موثر بود و منجر به شکل گیری ساختار و سازمان شنود در سپاه شد.

2- گذراندن دوران سربازی در لشکر گارد که به لحاظ آموزشی، به ویژه در بخش فنی و شنود، توانایی‌های وی را افزایش داده که آثار آن بصورت تدریجی در ساختارمند کردن شنود و گسترش سازمان و تعمیق روش آن آشکار شده است.

3- شغل آزاد و مدیریت کارگاهِ تعمیر و خرید و فروش موتور سیکلت که موجب شناخت مناسبات اجتماعی و فراهم سازی امکان برقراری ارتباط با اقشار مختلف جامعه و فرماندهی بر نیروها برای مواجهه با بحرانهای امنیتی در کشور شده است.

بنظرم روش واقعه محوری در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تاریخنگاری جنگ ایران و عراق، در روش تاریخ شفاهی تاثیر گذاشته و به دلیل تمرکز بر وقایع، در عمل ساختار موضوعات بر محور تفکر و رفتار افراد، در مواجهه با موضوعات و مسائل مورد واکاوی عمیق قرار نمی گیرد. با فرض اینکه وقایع حاصل تعامل نقش فاعل و کارگزار در تصمیم گیری، به تناسب ساختار و شرایط است، در تاریخ شفاهی تمرکز بر وقایع در گفتگو با فرماندهان و رزمندگان، مانع از شناخت ساختارها می شود. در عین حال اصلاح و تکمیل روش ها از طریق برگزاری جلسات نقد و بررسی روش شناسی تاریخ شفاهی و کتاب های منتشر شده، امکان پذیر خواهد شد.

برچسب ها:

نقد کتاب

،

تاریخ شفاهی

،

علی اسحاقی

،

یدالله ایزدی

معرفی
    محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاه‌ها درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند.
    همچنین یادداشت های بنده از طریق کانال های ایتا و تلگرام قابل دسترسی است.

کانال ایتا محمد درودیان کانال تلگرام محمد درودیان
جستجو



    در اين سایت
    در كل اينترنت
برچسب ها