یادداشت میهمان/ درودیان تشکیک کرده یا تردید؟ مسأله این است

دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
یادداشت داوود ضامنی
داوود ضامنی

اشاره

   جناب آقای ضامنی پس از انتشار یادداشت خانم جمشیدی، متن پیوست را تهیه و ارسال کرده اند که در ادامه خواهد آمد. توضیحات ایشان که با مبانی فلسفی یک پرسش را مورد بحث قرار داده، در فهم موضوع مورد بحث کمک می‌کند. در عین حال ایشان از مسیر یادداشت خانم جمشیدی درگیر بحث شده است و بهمین دلیل پرسش مورد بحث را با رویکرد دیگری مورد پرسش قرار داده و به تناسب آن، عنوان یادداشت را هم انتخاب کرده است. ایشان در یادداشت خود نوشته است: «پرسش از "آنچه در گذشته می‌توانست انجام شود یا باید می‌شد، ولی صورت نگرفت"، تنها از رهگذر خوانش انتقادی تاریخ بر می‌خیزد. این پرسش یعنی به زمین‌آوردن تاریخ جنگ هشت ساله ایران و عراق (یا به تعبیری تاریخ دفاع مقدس) از آسمان به زمین. گفتمان غالب بعد از جنگ تمام تلاشش را صرف کرد تا جنگ را از یک پدیده زمینی به آسمان برده و با ملکوت آسمانها گره بزند.» سپس نتیجه گیری کرده اند: «اگر پرسش از مطلقِ تاریخ باشد باید آنرا «تشکیک» دانست که قطعاً مبارک است. اما اگر دلیل طرح این پرسش، دستیابی به حقایقی تازه از جنگ ایران و عراق است که موجب شده بعد از سی و اندی سال از پایان آن به امکان‌های ظهور نیافته تاریخ جنگ ایران و عراق بیاندیشیم، «تردید» است و تردید هم در اینجا امری نامبارک است.»

ضمن تشکر از تهیه و ارسال یادداشت ایشان که امکان بحث دیگری را فراهم کرده اند و با آنچه در یادداشتم پیگیری کردم زاویه پیدا کرده است، امیدوارم پاسخ به این پرسش زمینه بحث جدید را فراهم کند. به این معنا که: چه تصوری از مفهوم تاریخ در ذهن جناب ضامنی وجود دارد که دعوت به بازبینی در تاریخ و امکان‌های نهفته در آن را در نسبت با «مطلقِ تاریخ» بمعنای «تشکیک» و دستیابی به «حقایق تازه»، بعنوان «تردید» ارزیابی می‌کنند؟ با توجه به اینکه تاریخ اندیشی برای دستیابی به معرفت تاریخی است، چرا هر نوع بررسی و بازبینی تاریخ به تشکیک و تردید محدود شده است؟

********************

نوشته سرکار عالی و اصرار بر فشرده‌سازی این حجم از مطالب چالش‌برانگیز در باب تاریخ در ده بند، مغز سوز است. برای فهم آن چاری نیست جز مراجعه به اصل نوشته جناب درودیان که سبب اصلی نگارش یادداشت‌تان بوده است. تقریر جناب استاد کمری هم بر یادداشت آقای درودیان، به جای آنکه سهولتی در فهم و تشریح مباحث برای خواننده ایجاد کند، بدتر عمق مناقشه را بیشتر کرده است. القصه بند ششم یادداشت شما بیش از بندهای دیگر برای اینجانب حائز اهمیت جلوه کرد. معتقدم تاریخ، هم‌زمان که روایت می‌کند، سانسور هم می‌کند. اظهارنظر در خصوص دشواره‌های یادداشت شما و جناب استاد کمری بماند برای بعد. آنچه که در مورد یادداشت جناب درودیان به ذهن این حقیر رسید را در چهار بند به شرح زیر عرض می‌کنم:

1. مقام «هست» و مقام «باید» در تاریخ ذاتاً متفاوت از یکدیگرند. اولی به انتولوژی بر می‌گردد. دومی به اخلاق. انتولوژی به ما می‌گوید چه چیز هست، اخلاق به ما می‌گوید چه چیز باید باشد.

2. به لحاظ فلسفی ریشه پرسش جناب درودیان را باید در فلسفه لایب‌نیتس جستجو کرد (البته اگر خیلی دقیق‌تر و موشکافانه‌تر بخواهیم بحث کنیم، رد این تشکیک در تاریخ فلسفه به تقابل دیدگاه پارمنیدس و آناکسیمندر در یونان پیشاسقراطی بر می‌گردد). لایب‌نیتس در کتاب منادولوژی میان حقایق عقل (truths  of reason) و حقایق واقع (truths of  fact) فرق می‌گذارد. وی معتقد است دو قسم حقیقت وجود دارد: یکی حقایق عقل و دیگری حقایق واقع. حقایق عقل ضروری است و مخالف آنها ناممکن است و حقایق واقع ممکن به امکان خاص و مخالف آنها ممکن است.

3. پرسش از «آنچه در گذشته می‌توانست انجام شود یا باید می‌شد، ولی صورت نگرفت» تنها از رهگذر خوانش انتقادی تاریخ بر می‌خیزد. این پرسش یعنی به زمین‌آوردن تاریخ جنگ هشت ساله ایران و عراق (یا به تعبیری تاریخ دفاع مقدس) از آسمان به زمین. گفتمان غالب بعد از جنگ تمام تلاشش را صرف کرد تا جنگ را از یک پدیده زمینی به آسمان برده و با ملکوت آسمانها گره بزند. گفتمان انتقادی در تاریخ درست عکس این مسیر حرکت می‌کند. یعنی اولاً تلاش می‌کند جنگ را بفهمد، ثانیاً به این فکر ‌کند آیا می‌توانست امکان‌های دیگری در تاریخ جنگ ایران و عراق ظهور یابد یا خیر (همانطور که شما در بند ششم یادداشت‌تان آوردید تنها از رهگذر خوانش انتقادی است که تاریخ توجیه‌گرِ به سکوت وادارکُنِ متقاعدساز به تاریخ چالش‌گرِ به گفت‌وگو ترغیب‌کُنِ اقناع‌ساز بدل می‌شود). البته پاسخ به این سؤال از دید لایب‌نیتس منفی است. این جمله مشهور لایب‌نیتس که «هیچ چیزی بدون دلیل نیست» بیان می‌کند که امکان ظهور و تقرّر واقعه دیگری در تاریخ جنگ هشت ساله ممکن نیست. لایب‌نیتس با نظریه اسپینوزا که «هر آنچه ممکن است موجود شده است» مخالف است. به اعتقاد او همه چیزهای ممکن تحقق نیافته‌اند و درواقع بی‌نهایت جهان‌های ممکن وجود دارد که از میان آنها فقط یک جهان تحقق‌ یافته و موجود است. همه این جهان‌ها از نظر لایب‌نیتس از جواهر و اعراض تشکیل می‌شوند و گرایش خاصی به موجود شدن دارند. او معتقد بود جایگاه این جهان‌های ممکن - که تعدادشان بی‌نهایت است - اندیشه و علم خداوند است.

به عقیدة لایب‌نیتس «اصل جهت کافی» برای پیدایش یکی از این بی‌نهایت جهان‌های ممکن صرفاً «شایستگی» یا «درجات کمال» آن است: هر جهان ممکن به نسبت کمالی که دارد حق خواستاری وجود خواهد داشت. خداوند براساس حکمت بالغة خود،‌ جهانی را که از این میان بیشترین شایستگی یا درجات کمال را دارد‌ و بنابراین بهترین جهان ممکن است، می‌شناسد و آن را برمی‌گزیند و می‌آفریند. به عقیدة لایب‌نیتس این گزینش الهی براساس اصل بهترین انجام می‌شود، اصلی که براساس آن جهان موجود بهترین جهان ممکن با حداقل اصول است. یعنی جهانی است با کمترین علل و بیشترین معلول‌ها، یا کمترین ابزار و بیشترین اهداف و غایات. ما فقط می‌توانیم امکان‌های دیگر در تاریخ را تخیل کنیم نه اینکه ایجاد کنیم. حتی در آینده هم نمی‌توانیم.

4. این گزاره که تاریخ چیست؟ روایت آنچه انجام شده یا آنچه باید انجام می‌شد، ولی نشد اگر پرسش از مطلقِ تاریخ باشد باید آنرا «تشکیک» دانست که قطعاً مبارک است. اما اگر دلیل طرح این پرسش، دستیابی به حقایقی تازه از جنگ ایران و عراق است که موجب شده بعد از سی و اندی سال از پایان آن به امکان‌های ظهورنیافته تاریخ جنگ ایران و عراق بیاندیشیم «تردید» است و تردید هم در اینجا امری نامبارک است.

 داود ضامنی

10 اردیبهشت 99

برچسب ها:

مفهوم تاریخ

،

امکان های تاریخ

،

داوود ضامنی

یادداشت میهمان/ «امکان»، «نقد»، «احتمال»؛ ضرورت‌های سه‌گانه در روش‌شناسی فهم واقعه

چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
یادداشت فرانک جمشیدی
فرانک جمشیدی

فرانک جمشیدی

   هنگامی که یادداشت آقای درودیان با عنوان «تاریخ؛ روایت آنچه انجام شده یا آنچه باید انجام می شد، ولی نشد» را خواندم، سعی کردم از روش همیشگی‌ام برای فهم آنچه در وهله‌ی نخست دشوار و پیچیده به نظر می‌رسد، استفاده کنم. آن روش عبارتست از تجزیه‌ی متن به گزاره‌های تک‌جمله‌ای به منظور ادراک جملات مشابه و کنار هم قراردادن آنها و یافتن سیر منطقی بحث به کمک اِعمال برخی جابجایی‌ها در جملات و برخی افزود و کاست‌هایی که به نظر می‌رسند برای قابل‌فهم‌کردن موضوع ضروری باشند و در نهایت، صراحت‌بخشیدن به مسئله‌ای که آن متن در خدمت طرح یا شرح و بسط آن است. در نتیجه‌ی این اقدام، دریافتم که ایشان چند موضوع را در همان یادداشت کوتاه بیان کرده‌اند تا سرانجام به مسئله‌ای که مقصودشان از طرح آن موضوعات بوده، برسند و آن مسئله، احتمال می‌دهم چیزی باشد که من در عنوان یادداشتم آورده‌ام: «امکان»، «نقد»، «احتمال»؛ ضرورت‌های سه‌گانه در روش‌شناسی فهم واقعه. و اما موضوعات به گمانم به شرح ذیل‌ باشند: ...

برچسب ها:

تاریخ نگاری

،

روش نقد

،

واقعه محوری

،

فرانک جمشیدی

یادداشت میهمان/ «در معنای تاریخ»

شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹

اشاره:

علیرضا کمری
علیرضا کمری

   با انتشار یادداشتی در سایت، تحت عنوان «تاریخ روایت آنچه انجام شده یا آنچه باید انجام می‌شد، ولی نشد»، جناب آقای کمری متن پیوست را تهیه و ارسال کرده اند که در ادامه خواهد آمد. با مطالعه متن ارسالی، نخستین پرسشی که ذهنم را فارغ از مندرجات یادداشت، درگیر کرد، این بود که؛ محل نزاع چیست و چگونه شکل گرفته است؟ موضوع یاد شده به اندازه‌ای عمیق است که بر کلیّت تفکر تاریخی و تاریخ‌نگاری معاصر ازجمله جنگ و انقلاب، سایه انداخته است، به همین دلیل باید مسیر تعامل کنونی را دنبال کرد تا راهی برای فهم مسئله مورد نزاع گشوده شود. در یادداشت دیگری به این مسئله اشاره خواهم کرد.

*************

با سلام و عرض ارادت محضر دوست دانشور جناب آقای درودیان؛ نظر به یادنوشت مورخه 30 فروردین 99 جناب‌عالی با عنوان «تاریخ روایت آنچه انجام شده یا آنچه باید انجام می‌شد، ولی نشد» ذیلاً چند نکته را شایان توجه و تذکار می‌داند.

1/ ورای معنای واژگانی کلمه تاریخ، تاریخ در اصطلاح مفید سه معنا و مفهوم کلی است؛ زمان ـ رخداد ـ گزارش رخداد (در قالب متن/ روایت). زمان در تاریخ همان مفهومی است که کی‌بودگی و کی‌شدگی رخداد را معلوم می‌کند و معمولاً بین دو کلمه‌ی «از» و «تا»ی تقویمی اظهار و آشکار می‌شود. می‌شود به این اعتبار زمان و تقویم را مرادف هم تلقی کرد. زمان در تاریخ امری بیرونی است و زمانِ درونی فوق زمان تاریخی است، در معنای دوم از زمان به معنای ژرف «وقت» و «واقعه» توجه باید کرد. تنها موجودی که زمان را می‌فهمد و در او وجود می‌یابد انسان است، از این‌رو هایدگر انسان را هستی یا هستومندیِ زمان ـ دازاین ـ می‌داند و «زمان‌بودگی [انسان] ناگزیر تاریخ‌بودگی را پیش می‌کشد و ... و دازاین هستنده‌ای است که گذشته و آینده‌ی او در اکنون او حضور دارند».1 رخداد/ رویداد/ ماجرا در تاریخ پدیداری است که در زمان و مکان واقع می‌شود و به وقوع می‌پیوندد. اما تاریخ در معنای گزارش رخداد در قالب متن/ روایت به ظهور و بروز می‌رسد. می‌توان گفت تاریخ در این معنا وقوع روایت در قالب متن/ اثر است. از این‌رو وقوف بر وقوع رخداد حاصل وقوف بر روایت است و تاریخ از این حیث بدون وجود وقوع روایت موجودیت نمی‌یابد.

2/ اشاره کرده‌اید به «لفظ مشترک تاریخ»؛ این سخنی است بجا که به‌رغم وضوح ظاهریِ معنای تاریخ، این واژه، مقوله‌ای مفهومی و از نوع مشترکات لفظی است به این معنا که فاقد صراحت و تک معنابودن است و به اقتضای نظام‌های اندیشگانی متفاوت، تفسیرپذیر است. مع‌الوصف چنین نیست که اصول موضوعه تاریخ در علم تاریخ، تاریک باشد و بر قواعد شناخت علمی استقرار نپذیرد، به‌ویژه آنکه طریقیت تاریخ/ تاریخی، خودگونه‌ای شناخت محسوب می‌شود. چرا که «تاریخ نوعی تحقیق و پژوهش است، علم پی‌بردن به چیزهاست و به این معنی علم است».2

3/ آورده‌اید که: «در رویکرد واقعه محور برای بررسی جزئیات وقایع و توصیف و تحلیل آنچه رخ داده است ... گذشته از طریق اسناد و با توصیف و تحلیل تبیین [می‌شود] و در رویکرد واقعه محور گذشته‌گرا به روش جزئی‌نگری و توصیف، گذشته در گذشته محصور می‌شود و امر گذشته نسبت روشنی با آینده ندارد و ...»

به عرض می‌رساند: پایه و مایه‌ی مطالعات تاریخی و برآیندهای آن مستلزم شناخت چگونگی و چرایی رخدادهای گذشته به‌مدد اسناد و مدارک، شواهد و قرائن بر جای مانده از رخداد (و به تعبیر شما، واقعه) است. از این حیث منزلت داده‌ها و یافته‌های مورخان/ مورخانه فراتر از حاصل کار وقعه‌نویسان و ناقلان و راویان رویدادهاست، مع‌الوصف اولاً؛ هیچ گونه پژوهش تاریخی یا مورخانه تهی پا بَری از اکنون مورخ صورت نمی‌پذیرد، حتی هر نوع روایت و نقل واقعه‌نگارانه از گونه‌ای پنهان و پوشیده از تحلیل مُبرا نیست، چرا که «آنچه در زبان مورخ بازتاب پیدا می‌کند عکسبرداری دقیق و کامل از گذشته نیست. بین گذشته و مورخ یک شکاف وجود دارد که این شکاف را تفسیر مورخ پر می‌کند. حتی در ساده‌ترین گزارش‌هایی که یک مورخ عرضه می‌کند ما خبر خالص نداریم، هر خبری مسبوق به یک پیش‌فهم، پیش‌انگاره و تفسیر است»3 این پیش‌انگاره و تفسیر به اکنون زمان و زمینه‌ی ذهنی مورخ مربوط است. استنفورد این معنا را چنین بازگفته است: «تاریخ را می‌توان برای توصیف دو نوع توالی به کار برد: توالی رویدادها یا توالی گزارش ما از آن رویدادها، توالی‌های نوع اول و دوم از هم جدا نیستند»4 و «تاریخ امروز تنها حدیث دیروز نیست حدیث دوام و استمرار است ـ و حدیث فردا»5. ثانیاً؛ هر نوع اکنون فهمی، در نسبت با هر موضوع یا رخدادی و آینده‌شناسی در گرو تفحص و تحقیق دقیق در گذشته و چند و چون وقایع سپری شده است. به همین اعتبار گفته‌اند گذشته چراغ راه آینده است. به فرض آنکه تصور یا گفته شود ـ و در صحّت و سقم این گفته جای اما و ان‌قلت بسیارست ـ که ماهیّت جنگ (با نظر به جنگ هشت‌ساله ایران ـ عراق) استراتژیک یا جنگ امری استراتژیکی یا نظامی، یا سیاسی، یا اقتصادی یا فرهنگی است، این همه معطوف شناخت دقیق دقائق این رویداد از حیث گذشته‌ی ماجرا، یا آنچه گذشت ماجراست.

در این‌جا دو چیز سبب پرهیز یا احتیاط می‌شود از آنچه جنگ هشت‌ساله را رویدادی صرفاً گذشته شده تلقی کرد، یکی این‌که این رخداد یا پدیده ـ لااقل و ظاهراً پی‌آیندهای آن ـ جریان دارد و اتمام ناپذیرفته است. مادامی که مناسبات و ملاحظات گونه‌گون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی این رخداد را احاطه کرده‌اند و از ماجرا در کسوت زبان فرهنگی اندیشگانی به دفاع مقدس تعبیر می‌شود، جنگ/ دفاع مقدس در هیئت گفتمان غالب ادامه دارد و پایان نیافته است که تعلق به «گذشته» پیدا کرده باشد. دگر آنکه نمی‌توان گفت تاریخ جنگ ـ در معنای گذشته‌ی رویداد/ رویداد گذشته ـ فراهم آمده/ نوشته شده است. هر آنچه تا به حال در صورت‌های متعدد درباب این دوران نوشته و گفته شده در زمره‌ی منابع و مواد تاریخی محسوب می‌شود و البته هر اندازه که مجال تولید این نوع مواد فراهم‌تر باشد، امکان دسترسی به تاریخ گذشته‌ی جنگ بیشتر و بهتر میسر می‌شود. آنچه در این میان شایسته‌ی امعان نظرست توسعه‌ی ظرفیت فهم تاریخ و فراهم‌سازی امکان پیدایی روایت‌هایی است که بیان و بازگفت آنها می‌تواند به شناخت زوایا و خبایای این دوران بینجامد و ابعاد ناشناخته یا کمتر کاویده‌ی رویداد را شناسا و معرفی کند. شناخت‌های برآیندی در تاریخ و تحلیل و نقد درباب «آنچه در گذشته می‌توانست انجام شود و باید می‌شد، ولی صورت نگرفت» در گرو شناخت دقیق همان گذشته و تاریخ آن است و نه جدا و بی‌نیاز از آن. بدیهی است درک وضع اکنون و آینده متکی بر شناخت گذشته است و گذشته تا زمانی که حال وجود دارد هیچ‌گاه گذشته شده و اتمام یافته نیست.

پی‌نوشت:

1/ احمدی، بابک (1386). رساله‌ی تاریخ، جستاری در هرمنوتیک تاریخ. تهران: نشر مرکز. ص 114.

2/ مفهوم کلی تاریخ، کالینگوو. ر.ج (). مفهوم کلی تاریخ. ترجمه: علی‌اکبر مهدیان (1396). تهران: اختران.

3/ آقاجری، هاشم (1387). «تأملاتی در علم تاریخ». مقاله در کتاب دانش تاریخ و تاریخ‌نگاری اسلامی. به‌اهتمام: حسن حضرتی. قم: بوستان کتاب قم. صص 26 و 30.

4/ استنفورد، مایکل (؟). درآمدی بر فلسفه تاریخ. ترجمه: احمد گلمحمدی (1396). تهران: نشر نی. ص 10.

5/ زرین‌کوب، عبدالحسین (1392). تاریخ در ترازو. تهران: امیرکبیر. ص 23.

 

مطالب مرتبط:
+ سایر یادداشت های نویسنده محترم در این سایت

برچسب ها:

تاریخ نگاری

،

روش نقد

،

امکان های تاریخی

،

علیرضا کمری

تاریخ؛ روایت آنچه انجام شده یا آنچه باید انجام می شد، ولی نشد

شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۹

  برداشت های متفاوت از مفهوم و لفظ مشترکِ تاریخ، یکی از مهمترین دشواری‌های بحث مفهومی- روشی درباره تاریخ و در نتیجه تاریخ نگاری است. رویکرد واقعه محور برای بررسی جزئیات وقایع و توصیف و تحلیل آنچه رخ داده است، بمثابه یک روش رایج، ناظر بر نوعی تفکر و روش‌مندی در تاریخ‌نگاری است. استفاده از این تفکر و روش اگر با نتیجه مطلوبی همراه باشد، در نهایت گذشته را از طریق اسناد و با توصیف و تحلیل تبیین می‌کند. چنانکه هم اکنون درباره جنگ ایران و عراق از این روش استفاده می‌شود. در رویکرد واقعه ‌محور و گذشته‌گرا به روش جزیی‌نگری و توصیف، گذشته در گذشته محصور می‌ شود و امر گذشته نسبت روشنی با آینده ندارد. با این توضیح اگر هدف از تاریخ نگاری، تبیین گذشته باشد، تفکر و روش کنونی را نمی‌توان نقد کرد، زیرا آنچه انجام می شود، با هدف مورد نظر انطباق دارد. در غیر اینصورت چه باید کرد؟

با رویکرد و نگرش دیگری می توان به تاریخ و تاریخنگاری پرداخت. برابر این تفکر گذشته به معنای «امکان های تحقق یافته در تاریخ» و ناظر بر ظرفیت های فکری- فرهنگی و اجتماعی یک جامعه است که به دلیل برخورداری از ریشه های فکری - فرهنگی و تداوم در زمان، در نتیجه از الگوی تکرارپذیری برای آینده برخوردار است. با این نگرش به تاریخ، مسئله اصلی در مطالعات تاریخی و حتی بررسی جزئیات و توجیه آن، باید مسایل تاریخی را با روش نقد مورد بررسی قرار داد. در این روش آینده راهنمای مطالعه تاریخ و امکان های تحقق یافته در زمان و مکان گذشته است. همچنین این موضوع که؛ «آنچه در گذشته می توانست انجام شود و یا باید می شد، ولی صورت نگرفت»، راهنمای رویکرد نقادانه و حتی تبیین تاریخی از رخدادهای جنگ است. زیرا تحقق امور در زمان و مکان و تاریخ مندی پدیده‌ها، ظرفیت و امکان‌های جدیدی را برای تبیین یا نقد و بررسی تاریخ ایجاد می کند.

 

مطالب مرتبط:
+ مطالب مربوط به تاریخ نگاری

برچسب ها:

تاریخ نگاری

،

روش نقد

،

امکان های تاریخی

،

واقعه محوری

تجربه جنگ؛ با کدام معنا؟

دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۹

   فارغ از این بحث که «معنا» چه نسبتی با زبان و یا واقعیّات بیرونی دارد که در نظریات ویتکنشتاین مورد بحث قرار گرفته است، این پرسش وجود دارد که؛ چرا امور واحد برای افراد و یا جامعه، در برخی زمانها معنای یکسانی دارند و در زمان دیگری این معانی تغییر می کند؟ بعبارت دیگر؛ معنای متفاوت در امور واحد فردی- اجتماعی چگونه ایجاد می‌شود و تغییر می کند؟ چنانکه قابل مشاهده است برخی رخدادهای فردی- اجتماعی، با گذشت زمان بی‌معنا می‌شود و برعکس امور بی‌معنا مجدداً دارای معنا می شود. تغییر در تفسیر و صورتبندی وقایع تاریخی حاصل همین امر است. پاسخ به پرسش یاد شده را مقدمه بررسی این موضوع قرار داده ام تا در باره علت تفاوت در باره معنای جنگ در نزد جامعه ایران بحث کنم که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.

1- برخورداری رخدادهای درون یا بیرون از جامعه از معنا، و بعبارتی معناداری یا بی معنائی آنها تابع شاخص‌های استاندارد و مورد اجماع عمومی نیست، بلکه ریشه‌های فرهنگی- تاریخی دارد و با ظهور نیازهای جدید و تغییر در شرایط دچار دگرگونی می شوند. ملاحظه یادشده نه تنها پیوستگی و گسست در معنا را در نسبت با مفهوم زمان برقرار و امکان‌پذیر می‌کند، بلکه تا اندازه ای علت تغییر در معنا بخشی به وقایع و تغییر در تفسیر وقایع تاریخی را روشن می کند.

افراد در جوامع مختلف با معنا بخشی به رویدادها زندگی می‌کنند. امکان فراروی و ایستادن در بیرون از وقایع گذشته و حال، برابر نظریه قیاس‌ناپذیری کوهن در کتاب ساختار انقلاب های علمی، وجود ندارد. به این اعتبار، جامعه ایران نزدیک به چهار دهه است که با انقلاب و جنگ و سایر رخدادها زندگی می‌کند. معنایی بیرون از آنچه با آن زندگی می شود، وجود ندارد که بتوان در آنجا ایستاد و قضاوت کرد. بهمین دلیل رویکردهای انتقادی نیز درونی و بهم پیوسته است

 2- تجربه فردی و اجتماعی جنگ با عراق در جامعه ایران، در برخی امور مانند تجاوز عراق به ایران و دفاع جامعه ایران در برابر حمله عراق، از نوعی وحدت معنایی برخوردار است که امکان و ظرفیتی را برای توسعه این معنا و طراحی یک نظام معنایی- ارزشی در حوزه دفاعی- امنیتی و سیاسی- اجتماعی فراهم کرده است. در واقع معنای حاصل از دفاع تاریخی مردم ایران در برابر دشمن، با وجود تاریخمندی، به یک واقعه تاریخی در زمان و مکان محدود نشده و در نتیجه تعمیق و تداوم پیدا کرده است. با وجود اجماع بر مفهوم «جنگ دفاعی» در برابر عراق، بدلیل مناقشه درباره امکان‌های صلح و پایان دادن به جنگ، علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر مورد پرسش و معنای آن متفاوت و محل نزاع قرار گرفته است.

3- با نظر به مناقشه در باره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، این پرسش وجود دارد که؛ چرا در باره یک واقعه تاریخی معنای متفاوت و جود دارد و درباره معنای آن تردید ایجاد می شود؟ پرسش‌ یاد شده فارغ از هر پاسخی که داشته باشد، ناظر بر این معنا است که؛ تاریخ مساوی با واقعه نیست، بلکه معنا و تفسیر از واقعه است که درونمایه نوعی هویت بخشی به رفتار و تفکر را شکل می‌دهد و به تدریج عناصر اصلی و شاکله هویتی یک جامعه در مسیر وقایع، صورت تاریخی به خود می‌گیرد و بعنوان مشخصه آن جامعه، تعریف و شناخته می‌شود.

 

مطالب مرتبط:
+ مطالب مربوط به تجربه جنگ

برچسب ها:

تجربه جنگ

،

جنگ دفاعی

،

تغییر در معنا

غافلگیری در پایان جنگ در مقایسه با آغاز جنگ

چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹

   جنگ به اعتبار ایجاد وضعیت مخاطره آمیز که جامعه را در میانه بیم و امید قرار می دهد، در زمان های متفاوت، تأثیرات متفاوتی بر جای می‌گذارد. وقوع و پایان جنگ در مقایسه با سایر وقایع، ناظر بر دو شوک غافلگیرکننده و تأثیرگذار بر جامعه ایران است که علت پیدایش و تاثیرات آن همچنان مورد پرسش است. نظر به اهمیت دو موضوع یاد شده، در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

الف) با حمله غافلگیرانه عراق به ایران در 31 شهریور سال 1359، جامعه ایران که در چارچوب آرمان های انقلاب به دنبال استقرار نظام جدید بود، بر اثر ظهور پدیده جنگ، در مسیر جدید و متفاوت از انقلاب قرار گرفت که چشم انداز آن، همانند انقلاب، بسیار مخاطره‌آمیز و نگران کننده بود و همچنان ادامه دارد. شکل گیری منطق دفاع در برابر متجاوز، به دلیل مخاطرات و نگرانی از تجاوز دشمن و پیامدهای آن بر کشور و نظام، در چارچوب انقلاب شکل گرفت. تحول یاد شده پیامدهای اولیه روانی ناشی از جنگ را برطرف کرد، همچنین به جامعه ایران فرصت داد تا برای مواجهه با شرایط جدید آماده شود. مهمتر آنکه در فرایند جدید اعتماد بنفس جامعه ایران در دفاع، زمینه های آزاد سازی مناطق اشغالی را فراهم کرد.

ب) حملات نظامی عراق در بهار سال 1367، در حالیکه تصوّر می‌شد عراق از نظر نظامی در حالت دفاعی قرار دارد و در برابر تهاجمات قوای نظامی ایران آسیب‌پذیر است، موجب بروز صورت دیگری از غافلگیری در جنگ شد.

با این تفاوت که غافلگیری در بهار 67 در چارچوب تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر و قرار داشتن ایران در موضع تهاجمی صورت گرفت و از این جهت با غافلگیری در شهریور سال 1359 تفاوت دارد. مهمتر آنکه در بهار سال 67 زمان برای هضم و غلبه بر وضعیت پیش آمده، همانند شهریور سال 1359 وجود نداشت، در نتیجه با پذیرش قطعنامه 598 برای پایان دادن به جنگ تصمیم گیری و اقدام شد.

بنابراین در مقایسه می‌توان تاکید کرد؛ ماهیت تحولات جنگ در بهار سال 67 و پیامدهای غافلگیری در برابر حملات عراق در ماه های پایانی جنگ، در مقایسه با آنچه در شهریور سال 1359 در برابر حمله عراق صورت گرفت تفاوت اساسی دارد. شکل گیری قدرت دفاعی ایران، پس از حمله عراق در سال 1359 حاصل واکنش به تجاوز دشمن بود. پس از هشت سال رویارویی با دشمن و قرار داشتن در موضع برتر و تهاجمی، غافلگیری در برابر تغییر استراتژی عراق از دفاعی به تهاجمی موجب تغییر در موازنه نظامی شد. قرار داشتن در موضع ضعف و عدم امادگی دفاعی در برابر حمله عراق در سال 1359 قابل پذیرش بود، در حالیکه پذیرش غافلگیری در زمان برتری بر دشمن دشوار بود. تفاوت غافلگیری در دو مرحله زمانی و پیامدهای آن را باید با مقایسه دو وضعیت متفاوت بررسی کرد تا نتایج متفاوت آشکار شود.

 

مطالب مرتبط:
+ مطالب مربوط به غافلگیری

برچسب ها:

آغاز جنگ

،

غافلگیری

،

قطعنامه 598

معرفی
    محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاه‌ها درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند.
    همچنین یادداشت های بنده از طریق کانال های ایتا و تلگرام قابل دسترسی است.

کانال ایتا محمد درودیان کانال تلگرام محمد درودیان
جستجو



    در اين سایت
    در كل اينترنت
برچسب ها