منطق نقد تاریخی چیست؟

سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷

   نقد و پرسش از وقایع تاریخی در دوره معاصر، همزاد تاریخ است، چنانکه تحریف تاریخ نیز چنین است. در عین حال پرسش این است که: «نقد تاریخ» چرا و چه چیزی را از تاریخ هدف قرار داده است؟ با فرض اینکه تاریخ به معنای واقعه است و میان تحقق واقعه در زمان و مکان، با سازوکارها و چگونگی عملکرد فاعلان در تاریخ باید تفکیک کرد، به نظرم نقد از تاریخ به دو بخش کلی و در عین حال بهم پیوسته قابل تقسیم است:

1- وقایع تاریخی پس از وقوع به دلیل نتایج آن، محل نقد و پرسش قرار می گیرد. فرضاً پس از وقوع یا ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، به دلیل پیامدهای آن، این پرسش به میان خواهد آمد که؛ آیا وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر بود؟ همچنین چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟ برای روشن شدن علت طرح این پرسش ها که با نظر به نتایج است، فرضاً اگر حمله عراق به ایران یک هفته پس از وقوع به پایان می رسید و یا جنگ با عملیات رمضان به پایان می رسید، یا علت وقوع و ادامه جنگ مورد پرسش قرار می گرفت؟ گرچه پاسخ این پرسش می تواند منفی باشد ولی به این معنا نیست که باب نقد بسته می شد.

2-فاعلان وقایع تاریخی، بمعنای تصمیم گیرندگان و اقدام کنندگان، به دلیل نتایج و پیامدهای جنگ،  از منظر تفکر و دلیل تصمیم گیری، مورد پرسش قرار می گیرند. نقد سیاسی بر افراد مسئول و تصمیم گیرنده، بیشتر در صورت شکست نظامی شکل می گیرد. با فرض اینکه جنگ با پیروزی و شکست همراه است بنا براین همیشه باب نقد گشوده است.

تأثیرگذار وقایع تاریخی بر تفکر تاریخی، با گذشت زمان بیشتر از طریق رویکرد و روش مطالعه وقایع تاریخی صورت می گیرد، چنانکه نقد تاریخی بیشتر حاصل سنتهای فرهنگی- تاریخی در یک کشور است. به همین دلیل وقایع و نتایج آن بصورت یکسان مورد بررسی و نتیجه گیری قرار نمی گیرد و نوعی تساهل و مصلحت اندیشی در بررسیهای تاریخی، در دوره های مختلف وجود دارد که حاصل "سنتهای تفکر تاریخی" و مهمتر از ان «پیوستگی تاریخ با قدرت» و سیاست است. در عین حال با تغییر در تفکر و روش نقد تاریخی، ظرفیت های جدیدی برای نقد و بررسی تاریخ ایجاد می شود و بخش های ناخوانده و ناگفته مورد توجه قرار می‌گیرد و گفتمان های غالب و رایج به حاشیه می رود.

برچسب ها:

نقد تاریخی

،

تفکر تاریخی

،

وقایع تاریخی

،

تاریخ و سیاست

حوادث و عومل تعیین کننده برای ایجاد آمادگی دفاعی

جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷

   با فرض اجتناب ناپذیری وقوع جنگ به اعتبار شرایط و روندهای پس از پیروزی انقلاب در داخل و اختلافات تاریخی ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که چه عواملی موجب ایجاد آمادگی ذهنی و عملی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی برای دفاع در برابر حمله عراق شد؟ به نظرم با شاخص های بسیج اجتماعی و انسجام نیروهای مسلح، بر دو حادثه سیاسی- امنیتی می‌توان اشاره کرد:

1- بحران امنیتی در کردستان:

در حالیکه بحران های سیاسی در تهران و شهرها و بحران‌های امنیتی در مناطق مرزی جریان داشت، حوادث کردستان و روندهای تجزیه طلبانه موجب هشدار امام به ارتش در ماجرای پاوه در مرداد سال 1358 و واکنش جامعه ایران برای مقابله شد. ارتش که پیش از این بر اثر پیروزی انقلاب و سردادن شعار انحلال از سوی گروه ها، درگیر بحران هویتی- ساختاری در باره  نقش و جایگاه در آینده نظام بود، بر اثر اعتماد امام و پشتیبانی نیروهای مردمی، با حضور مقتدرانه در کردستان، مورد اعتماد عموم مردم قرار گرفت و ضرورت‌های برخورداری از قدرت نظامی برای ایجاد امنیت برای همگان آشکار شد. مهمتر آنکه هماهنگی سپاه و ارتش در کردستان و تجربه سپاه در برابر بحران‌های امنیتی با سازماندهی نیروها، بصورت گروهان و گردان، نیروهای نظامی و امنیتی را در آزمون جدیدی قرار داد که نتیجه آن انسجام و هماهنگی و اعتماد به نفس بود.

2- تصرف سفارت آمریکا:

ساختار سیاسی کشور با وجود دولت موقت و شورای انقلاب، درگیر نوعی دوگانگی و تنش در سیاست‌ها بودند، جامعه نیز متأثر از حوادث و روندهای مختلف، فاقد انسجام لازم بود. تصرف سفارت و حمایت مردمی علاوه بر ایجاد انسجام، جهت‌گیری سیاست های کشور را تعیین کرد.

جابجایی ناوهای آمریکا در خلیج فارس و نگرانی از تهدید نظامی آمریکا، موجب صدور فرمان امام برای تشکیل بسیج بعنوان ارتش 20 میلیونی شد. از این طریق سازماندهی نیروهای مردمی در درون ساختار نظامی کشور شکل گرفت. با این توضیح، دو حادثه یاد شده بیشترین نقش را در ایجاد آمادگی ذهنی- عملیاتی جامعه ایران و نیروهای نظامی برای دفاع در برابر تجاوز عراق داشت.

برچسب ها:

آمادگی دفاعی

،

غافلگیری

،

تسخیر سفارت آمریکا

،

تشکیل بسیج

نسبت جزئیات با کلیّات در مواجهات تاریخی چیست؟

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷

   با فرض نسبت میان جزئیات با کلیّات در شکل گیری معنای واحد از موضوعات مختلف، ازجمله در باره رخدادهای تاریخی، این پرسش وجود دارد که ما از جزئیات به درک کلی می‌رسیم یا بر اساس پیش‌زمینه‌های کلی، بر جزئیات متمرکز و آنها را مورد شناسایی قرار داده و مفهوم بندی می کنیم؟ پرسش یاد شده با وجود آنکه یک پرسش فلسفی و روش‌شناختی است، ولی به اعتبار اهمیت آن در نقد و بررسی مطالعات تاریخی، ازجمله تجربه جنگ ایران و عراق، باید مورد توجه قرار بگیرد. از این طریق به لحاظ روشناختی و معرفت شناسی روشن خواهد شد که: ما مسایل اساسی را چگونه مورد شناسایی قرار می‌دهیم و مهمتر آنکه درک کنونی ما از بسیاری موضوعات و مسایل تاریخی چگونه شکل گرفته و چگونه قابل بازسازی است؟ تاثیر نحوه شکل گیری ادراک را با دو ملاحظه متفاوت می توان مورد توجه قرار داد:

1- اگر ادراک از مسیر مشاهده جزئیات صورت گرفته و سپس به یک باور کلی و پایدار منجر شده باشد، ادراک و باور داشت از کلیات، بمثابه شاکله باورهای برآمده از جزئیات، با انتشار و مشاهده داده های جدید،  می تواند مورد بازبینی  قرار بگیرد.

2- در صورتیکه ادراک بر اساس پیش زمینه‌ها و باورهای کلی حاصل شده و سپس موجب گزینش و چینش داده ها شده باشد، باید ابتدا منطق حاکم بر تفکر کلی و پیش زمینه های آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد و سپس بر پایه نقد حاصله، داده های تاریخی را برای صورت بندی جدید مورد بازبینی و انتخاب مجدد قرار داد.

به نظرم درباره جنگ ایران و عراق، پیش زمینه انقلاب و رویارویی با آمریکا پس از تصرف سفارت آمریکا، در نگرش به محیط داخلی و خارجی، موجب باورهای کلی شده بود که جزئیات رخدادها و روندهای حاصل از تشدید بحرانهای سیاسی، امنیتی و نظامی بر همان اساس تحلیل می شد. با این توضیح علت غافلگیری ایران در برابر حمله عراق، با وجود شواهد و قرائن 20 ماهه در مرز و مناطق مرزی و در مواضع خصانه مقامات رسمی عراق، تابع همین ملاحظه است. بعبارت دیگر اگر به جای پیش زمینه های برآمده از انقلاب و تحلیل رفتار عراق در چارچوب سیاستهای امریکا، بیشتر به مناسبات و اختلافات تاریخی ایران و عراق توجه می شد، بنظرم با تحرکات عراق و روش حل و فصل آن به صورت دیگری برخورد می شد.

توضیح یاد شده در باره روش شناسی در بررسیهای تاریخی، می تواند در سایر موضوعات مورد استفاده قرار بگیرد تا نظام معرفت شناسی تاریخی از تجربه جنگ با عراق مورد بازبینی قرار بگیرد.

برچسب ها:

روش شناسی

،

معرفت شناسی

،

کلیات و جزئیات

یادداشت میهمان/ نقد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه» به قلم امیر مفید

چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷
امیر عبدالحسین مفید
امیر عبدالحسین مفید

اشاره:

   امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالحسین مفید، از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس، پیرامون کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»، نقد مفصلی را نگاشته اند که از نظر شما گرامیان خواهد گذشت:

برچسب ها:

نقد کتاب

،

امیر سرتیپ مفید

معرفی کتاب بررسی مسایل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه در خبرگزاری کتاب

یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷

   کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» با بررسی آثار با تمرکز بر مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن و یافتن وجوه اشتراک و افتراق، درصدد به آزمون گذاشتن نظریه جدید دفاعی است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در جلد نخست کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» اثر محمد درودیان، نقد و بررسی آثار با تمرکز بر مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن انجام گرفته است. ارتش و سپاه به دلیل داشتن اهداف و انگیزه‌های جداگانه در تاسیس سازمان، تفاوت در باورها و نظام آموزشی، همچنین مشخصه‌های ساختاری و سازمان نظامی، به همراه برخی عوامل دیگر، برداشت متمایزی از مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن دارند که در عین‌حال در برخی وجوه نظری و عملی مشترک است و برای طراحی قدرت دفاعی کشور باید مورد توجه قرار گیرد. در تجزیه و تحلیل مولفه‌های قدرت نظامی در جنگ با عراق، در یک نگاه کلی و مقایسه‌ای، می‌توان گفت ارتش بیشتر بر «تجهیزات، سازمان، انضباط و آیین‌نامه‌های آموزشی» و سپاه بر «روحیه انسانی، فرهنگ ایثار، شهادت‌طلبی و مدیریت جهادی» تاکید کرده است. وجوه اشتراک و افتراق در موضوع یاد شده را می‌توان از طریق طرح چند پرسش، به منظور دستیابی به نظریه جدید دفاعی، با فراروی از نگاه تاریخی و مناقشه‌آمیز به آزمون گذاشت.

سردار سرلشکر غلامعلی رشید؛ به‌عنوان ناظر علمی این کتاب در مقدمه آن نوشته است: یکی از مهم‌ترین الزامات اندیشه‌ورزی درباره موضوعات و مسائل اساسی جنگ، فراروی از زمان و از نگرش «واقعه‌محوری - تاریخی» است. مهم‌تر از آن، فاصله گرفتن از نگرش «شخصی- سازمانی» به جنگ است که هم‌اکنون بر روایت از جنگ، سایه انداخته است. با عنایت به ملاحظات یادشده و تاکید مقام معظم رهبری بر ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی، لازم است شرایط و امکانی برای بحث و گفت‌وگو و نقد و بررسی مسائل اساسی جنگ در مراکز عالی آموزشی و فرهنگی و تحقیقاتی، فارغ از حواشی موجود در جامعه و میان سازمان‌ها و دستگاه‌ها، فراهم شود. به این معنا که نگاه به مسئله جنگ، به‌عنوان یک «مسئله استراتژیک»، متناسب با مأموریت حال و آینده نیروهای مسلح، در سطح ملی باشد.

«تأملی بر فرود و فراز قدرت نظامی در ارتش»، «ارزیابی تهدیدات عراق و پیش‌بینی وقوع جنگ»، «ایجاد بازدارندگی در برابر حمله نظامی عراق»، «فرماندهی و به‌کارگیری نیروهای سه‌گانه ارتش در برابر حمله عراق»، «تبدیل قدرت دفاعی به تهاجمی برای آزادسازی مناطق اشغالی» و «تأمین اهداف سیاسی در جنگ، با پیشروی در خاک عراق» فصل‌های شش‌گانه کتاب است.

در صفحه 253 کتاب می‌خوانیم: «در آثار منتشره و اظهارات فرماندهان ارتش درباره ارزیابی توانمندی و قدرت ارتش در ایجاد بازدارندگی ازحمله و یا دفاع در برابر ارتش عراق، تاکید بر عوامل برون‌سازمانی در مقایسه با عوامل درون‌سازمانی بسیار بیشتر است. به‌نظر می‌رسد صاحب‌نظران ارتش مولفه‌های بیرونی قدرت را در مقایسه با عناصر درونی ارتش، بیشتر مورد توجه و تاکید قرار می‌دهند. نظر به اینکه موضوع مورد بحث، "علت ناتوانی در بازدارندگی و اشغال سرزمین"، به‌عنوان یک مسأله راهبردی برای حال و آینده است، باید به موازات توصیف و تحلیل سیاسی- تاریخی، از روش نقد و بررسی درون‌سازمانی درباره مولفه‌های قدرت و روش به‌کارگیری آن استفاده شود.»

نخستین چاپ از جلد اول کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» در 678 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 25 هزار تومان از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، راهی بازار نشر شده است.

برچسب ها:

معرفی کتاب

،

مسایل اساسی جنگ

،

ارتش

،

خبرگزاری کتاب

چالش های گذار از تجربه گذشته برای مواجهه با آینده

یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷

  مطالعات تاریخی، با نظر به زمان و شرایط وقوع رخدادها، ناظر بر ملاحظاتی است که بنظر می رسد صورتی از دوگانگی و تناقض را به همراه دارد. به این معنا که در برخی موارد با استناد به تغییر در شرایط، رفتار در گذشته محدود به همان شرایط می شود و گاهی  در شرایط جدید و متفاوت امکان استفاده  از تجربه گذشته فراهم می شود. در این یادداشت تلاش خواهم کرد به دوگانگی مورد نظر  به دو تجربه متفاوت اشاره کنم:

1- در نقد و بررسی های تاریخی برای مواجهه دقیق با گذشته، تأکید می شود؛ «باید برای شناخت واقعیات تاریخی، وقایع و اقدامات را با نظر به شرایط مورد بررسی قرار داد». به این معنا که الزامات و شرایط تاریخی را در وقوع و رفتارها در نظر گرفت. فرضاً برای بررسی تصمیم گیری و اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تصرف سفارت آمریکا، تاکید می شود: «باید شرایط را در نظر گرفت». چنین ملاحظه ای در بررسی اقدامات و تصمیمات گذشته، به لحاظ روش شناختی، بمعنای پذیرش واقعیات و شرایط تاریخی، برای دفاع از آنچه انجام گرفته است، می باشد. نتیجه استفاده از این روش،  دفاع و توجیه رفتارها در گذشته است. زیرا تاکید می شود با توجه به شرایط، عمل تصرف سفارت قابل دفاع و تکرار است. با توجه به استناد به شرایط، در عمل امکان  نقد  نادیده گرفته می شود.

2- تجربیات تاریخی به لحاظ روانشناختی در بسیاری از موارد، موجب  تداوم الگوهای تکراری، بر اساس ذهنیت های برآمده از تجربیات می شود. فرضاً تجربه بکارگیری نیروهای مردمی در جنگ است، چنانکه هم اکنون در عراق وجود نیروهای حشدالشعبی، حاصل تجربه استفاده از نیروهای بسیجی در جنگ با عراق است که با نتایج مهمی همراه بوده است.در حالیکه شرایط عراق و یا سوریه با آنچه در جامعه ایران صورت گرفت متفاوت است.

ملاحظات دوگانه در بررسی ساختاری واقعیات تاریخی و همچنین تداوم تاثیر ذهنیت در تکرار رفتارهای برآمده از تجربیات تاریخی، موجب طرح این پرسش می شود که، تجربه گذشته چگونه تداوم پیدا می کند؟ با وجود تغییر در شرایط چگونه در برخی موارد امکان استفاده از تجربه گذشته و تکرار آن وجود دارد و در برخی موارد چنین تصور می شود که رفتارها صرفا به شرایط گذشته محدود می شود و امکان تکرار پذیری وجود ندارد؟

برچسب ها:

تجربه جنگ

،

جنگ آینده

،

تسخیر سفارت آمریکا

معرفی
    محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاه‌ها درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند.
    همچنین یادداشت های بنده از طریق کانال های ایتا و تلگرام قابل دسترسی است.

کانال ایتا محمد درودیان کانال تلگرام محمد درودیان
جستجو



    در اين سایت
    در كل اينترنت
برچسب ها