تاریخ مندی جنگ چه نسبتی با تاریخ نگاری جنگ دارد؟

دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸

   مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. به این اعتبار پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، از مشخصه تاریخ‌مند برخوردار است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد تا نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن کند. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف، مجموعه ای از رویدادها رخ داده است که مجموعه آنها امکان بازتولید مفهومی و تاریخی از تجربه جنگ را فراهم کرده است. حال آنکه قبل از حمله عراق به ایران پیش فرضهای مفهومی جامعه ایران از جنگ با آنچه پس از آن صورت گرفت تفاوت کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده پرسش مورد بحث این است که؛ تاریخ نگری و تاریخ نگاری چه نسبتی با تاریخ مندی پدیده جنگ ایران و عراق دارد؟

  تاریخ مندی یک پدیده اجتماعی مانند جنگ، به معنای بحث درباره «زیست اجتماعی» یک جامعه و یک نسل در یک دوره تاریخی است که از شاخصهای هویت سازی برخوردار شده شده است. چنانکه دهه 60 و یا دوره تاریخی سال 1359 تا 1367، دوره جنگ و انقلاب نامگذاری می شود. در این دوره گفتمان جنگ بر تمام زوایای جامعه، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و مولفه های دیگر غلبه دارد. بعبارتی می توان گفت؛ جنگ با عراق «شناسنامه هویتی» یک دوره تاریخی در ایران است که وقایع و مسائل آن همواره مورد مطالعه و نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

   تاریخ نگری بعنوان مقدمه و حد واسط میان نگرش تاریخی به جنگ و تاریخ نگاری وقایع جنگ ایران و عراق است. بعبارتی همان گونه که جنگ شناسنامه هویتی یک دوره تاریخی است، تاریخ نگاری وقایع تاریخی در هر جامعه ای نیز «شناسنامه تفکر تاریخی» یک جامعه و یکی از مهمترین مسایل اساسی حیات سیاسی- اجتماعی جامعه، در مواجهه با یکی از مهمترین تجربیات تاریخی ایران در جنگ با عراق است. 

   به این اعتبار، «تاریخ نگری» با تاریخ مندی یک جامعه نسبت دارد و نسبت آن را در تعیین رویکرد و روش تاریخ نگاری، تحت تأثیر قرار می‌دهد. اهمیت وقایع تاریخی در دوره‌های تاریخی با همه ویژه‌گی‌های آن، از طریق شیوه تفکر تاریخی و یا همان اندیشه «تاریخ نگری»، به متون تاریخی و یا همان تاریخ نگاری واقعه تبدیل می شود.

   هم اکنون در متون تاریخ نگاری جنگ در ابعاد سیاسی- فرهنگی و نظامی، چه مفاهیم و رخدادهایی از دوره تاریخی جنگ برجسته و مورد بررسی قرار می گیرد؟ آنچه نگاشته شده، ناظر بر چه تفکری درباره تاریخ و دوره تاریخی جنگ است؟ بدون تأمل در نسبت میان تاریخ‌مندی با شیوه تفکر تاریخی و تاریخ نگاری وقایع یک دوره تاریخی، نمی توان به پرسش یاد شده پاسخ داد و میراث پیشین را شناخت و حفظ کرد و مهمتر از آن؛ تجربه حاصل شده را، برای حال و آینده راهنما و راهگشا قرار داد. آیا تاریخ نگاری جنگ در ابعاد مختلف، نقشه روشنی از آنچه انجام شده و فراز و نشیب های راه طی شده از سوی یک نسل در یک دوره تاریخی است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید از نشانه های آن پرسش کرد و اگر پاسخ منفی باشد، باید دلایل آن را مورد بررسی قرار داد. بعبارت دیگر اگر فرض بگیریم، تاریخ نگاری جنگ و شیوه تفکر تاریخی به وقایع آن، مشخصه تفکری است که شاکله تفکر و عمل تاریخی جامعه ایران را در یک دوره تاریخی محقق ساخته است، دو وضعیت کلی قابل ترسیم است که ناظر بر ضرورتهای پژوهشی در حوزه جنگ ایران و عراق است:

1- تاریخ نگری و تاریخ نگاری کنونی در امتداد مشخصه‌های تاریخ‌مندی جنگ در جامعه ایران در یک دوره تاریخی است.

2- مشخصه های تاریخ نگاری کنونی، نسبت روشنی با مشخصه های تاریخ مندی جنگ در جامعه ایران ندارد.

برچسب ها:

تاریخ نگاری

،

تاریخ مندی

کدام مفهوم از جنگ؟

پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸

  با فرض اینکه مفاهیم و تعریف ان استاندارد نیست، در واقع نظام معنابخشی و تفسیری از پدیده ها در هر جامعه‌ای، تابع تجربه تاریخی و پیشینه‌های فرهنگی- اجتماعی در آن جامعه است. با این توضیح، در پاسخ به این پرسش که؛ هم اکنون برداشت جامعه ایران از مفهوم جنگ چگونه حاصل شده است؟ بصورت اجمالی می توان تاکید کرد که ادراک جامعه ایران از مفهوم جنگ، تابع تجربه تاریخ معاصر است که بیشتر شامل جنگ ایران و عراق و جنگ‌های آمریکا و داعش در منطقه است.

برپایه این فرض که شرایط مواجهه با یک تجربه، نظام ادراکی- معنایی یک جامعه را از تجربه مشترک شکل می دهد، درباره تجربه جنگ در جامعه ایران، به نظر می رسد حداقل چند موضوع موثر است:

1- پیوستگی جنگ با انقلاب؛ جامعه ایران بر این باور بود که تهدیدات نظامی و جنگ به دلیل انقلاب و استقلال‌خواهی از نظام سلطه است.

2- ضرورت حفظ موجودیت سیاسی بر آمده از انقلاب؛ متأثر از موضوع مندرج در بند اول، حفظ نظام سیاسی برآمده از انقلاب، در برابر تهدیدات نظامی- امنیتی در اولویت قرار داشت. ضمن اینکه تصور می‌شد عراق به دنبال پیشروی به سمت تهران و سقوط نظام است.

3- دفاع از تمامیّت ارضی؛ نگرانی از تجزیه سرزمین و تکرار تاریخ، یکی از مهمترین نگرانی‌های جامعه ایران بود و این ملاحظه در شکل گیری انگیزه‌های دفاع جمعی نقش اساسی داشت.

با فرض صحت مولفه های سه گانه، در واقع ادراک عمومی جامعه ایران برخلاف ادراک تخصصی و نظامی ارتش از تهدیدات عراق و جنگ، بیشتر سیاسی- اجتماعی و تابع تعاریف هویتی بوده است.ملاحظه یاد شده در عین حالیکه مانع از ادراک نظامی از مسئله جنگ شد، در عین حال امکان دفاع مردمی و همه جانبه را فراهم کرد.

نتیجه گیری یاد شده از دو جهت اهمیت دارد: نخست آنکه نگرش و برداشت از  مفهوم جنگ، بمثابه یک واقعه نظامی، و انطباق آن با مفاهیم کلاسیک، با نادیده گرفتن ابعاد هویتی و سیاسی- اجتماعی، مانع از فهم عمیق نسبت به تجربه تاریخی جامعه ایران از مسئله جنگ خواهد شد. بنا براین باید با نظرگاه‌های مختلفی به این تجربه نگاه کرد. علاوه بر این، جامعه ایران به دلیل فهم تجربی از جنگ، در نگاه به جنگ آینده که متفاوت با تجربه جنگ گذشته خواهد بود، احتمال دارد غافلگیر شود، زیرا ماهیت جنگ در هر دوره با وجود شباهت در  بکارگیری ابزار نظامی و انهدام و کشتار، در روش و برخی موارد دیگر متفاوت است.

برچسب ها:

جنگ آینده

،

مفهوم جنگ

،

جنگ دفاعی

روایت های جدید با روش های جدید

جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸

   زبان گفتاری و نوشتاری در بیان موضوعات و معانی، صرفا به مثابه ابزار در روایت از وقایع جنگ ایران و عراق نیست، بلکه زبان، شیوه تفکر و صورتی از تفکر است که با زیست فردی- اجتماعی در زمانه جنگ نسبت دارد و با تغییر «زمانه»، دستخوش تغییر می شود. برای روشن شدن نسبت زبان با روایت از تاریخ، می توان زبان گفتاری و نوشتاریِ سال های جنگ، از سوی افراد و نهادهای خاص را با دوره جدید مقایسه کرد.

با این مقدمه اجمالی، تأکید بر روایت جدید به معنای اراده جدید برای تغییر در باورها و روش مواجهه با واقعیات تاریخی جنگ ایران و عراق و باز روایت آن نیست، زیرا روایت ها به معنای توضیح درباره زیست مشترک در ساحت اندیشه و زندگی یک نسل، بخشی از زندگی و نه بیرون از آن است. به این معنا  در صورت تغییر در زیست فردی و اجتماعی، روایت ها به معنای نگرش جدید شکل می گیرد و جایگزین می شود.

آنچه در این یادداشت نوشته ام با نگاه از بیرون به تغییر در روایتهای جنگ نیست، بلکه ضرورت باور و توجه  به  فرآیند تغییر است. زیرا بی توجهی به ضرورت های تغییر و باز روایت وقایع بزرگ تاریخی، مانند جنگ و انقلاب، قرار گرفتن در حاشیه و خارج شدن از مسیر زیست فردی- اجتماعی حاکم بر زمانه کنونی است.

با فرض باور به ضرورت تغییر در روایت ها به دلیل تغییر در زبان گفتاری و نوشتاری، بمثابه زیست فردی- اجتماعی، باید نادیده ها یا ناگفته های تاریخی را مورد توجه قرار داد و از روش های جدید برای آنچه تا کنون گفته و نوشته شده، برای باز روایت آن استفاده کرد. در ادامه به یک نمونه اشاره خواهم کرد.

پیش از این «آمار» از نتایج عملیات ها بمثابه گزارش از عملیات بیان می شد و به دلیل اهمیت اصل عملیات و باور به ضرورت انجام آن، اعداد در حاشیه قرار داشت و اصل انجام عملیات در کانون توجهات بود. امروز در باز روایت جنگ، اعداد به اعتبار تأثیر آن در چگونگی وقوع رخدادها باید مورد توجه قرار بگیرد. چنانکه تعداد نیروی انسانی و یگان های شرکت کننده در یک عملیات، تعداد و کیفیت ابزار و تجهیزات مورد استفاده و یا ارقام تخصیص یافته برای تأمین نیازمندی های جنگ و بسیاری از مورد دیگر برای تحلیل های نظامی و تاریخی، منجر به فهم عمیق‌تری از چگونگی و نتایج حاصله خواهد شد. تفاوت و چندگانگی در برخی آمارها در زمان جنگ حتی اگر به دلیل «ساختار جنگ مردمی»، در زمان جنگ اجتناب ناپذیر بود، پس از اتمام جنگ می تواند یک مسئله و موضوع پژوهشی، در کانون توجه قرار بگیرد و از این طریق یافته های تحقیق منجر به درک متفاوتی از تصمیمات، اقدامات و نتایج آن خواهد شد.

دفاع از وضعیت کنونی و درهم ریختگی اماری در برابر پرسش هایی که فارغ از هر انگیزه ای و بدون درک واقعیات و شرایط گذشته صورت می گیرد، نتیجه ای نخواهد داشت، بلکه باید از این طریق افق های جدیدی را برای پژوهش در جنگ و روایت‌های جدید گشود تا شناخت بهتری از گذشته حاصل شود. مهمتر آنکه ایجاد یک «مرجعیت رسمی» برای آمار، از طریق رفع نواقص کنونی، اجتناب ناپذیر است.

 

مطالب مرتبط:
+ روایت مستقل و جدید از جنگ؛ با کدام هدف، با کدام روش؟
+ ضرورت ها و الزامات روایت جدید از جنگ

برچسب ها:

روایت جدید از جنگ

،

آمار از جنگ

پایداری یا تغییر در تاریخ

جمعه ۲ فروردین ۱۳۹۸

   تاریخمندی پدیده ها و تاریخی شدن در زمان و مکان اجتناب‌ناپذیر است، ولی مسئله اساسی، چگونگی گذار اندیشه‌ها و رفتارها از زمان و مکان و تداوم آن به حال و آینده است. در واقع منطق تداوم و پایداری وقایع در تاریخ، تابع چگونگی گذار از زمان و مکان تاریخی در گذشته و پرتاب آن به حال و اینده است. بعبارت دیگر در حالیکه وقایع در زمان و مکان روی داده و از این طریق دچار حصر شده و به این شکل تاریخی می‌شوند، پایداری و تداوم واقعه در تاریخ، در فرازمان و فرامکان چگونه شکل گرفته و تحقق می یابد؟

فرضاً انقلاب اسلامی مردم ایران و یا دفاع مقدس در برابر حمله عراق به ایران، شامل مجموعه‌ای از اندیشه و رفتارهای فردی- اجتماعی است که در زمان- مکان واقع و به این اعتبار، تاریخی شده است. اما پایداری تفکرات و رفتارهای فردی- اجتماعی در وقایع تاریخی با عبور از زمان- مکان گذشته و تبدیل به الگوهای تأثیرگذار، چگونه امکان پذیر شده است؟ این موضوع از این جهت اهمیت دارد همیشه همه حوادث تاریخی از تاثیر و تداوم برخوردار نیستند.همچنین میزان تاثیر و تداوم حوادث تاریخی یکسان نیست.

با این مقدمه آیا ما همچنان از نظر زمانی در دوره تاریخی انقلاب و جنگ بسر می‌بریم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، چگونگی فراروی از زمان و مکان مورد پرسش است. اگر پاسخ منفی باشد، پرسش از اینکه کدام رفتارها به الگوهای تأثیرگذار تبدیل شده است، محل بررسی است. به نظرم درس ها و دستاوردهای جنگ و انقلاب را از این طریق هم می توان مورد نقد و بررسی قرار داد.

برچسب ها:

تداوم در تاریخ

،

تغییر در تاریخ

،

تاریخمندی

تأثیر انقلاب بر تحلیل پدیده تهدید و جنگ

سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷

   حمله عراق به ایران، 20 ماه پس از پیروزی انقلاب، همچنین فروپاشی ساختار قدرت سیاسی، نظامی و امنیتی  رژیم شاه، یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری «نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب» است. در واقع فاصله زمانی 20 ماهه از انقلاب تا جنگ، با تأثیر انقلاب بر سیاست خارجی و مناسبات ایران و عراق، نقش مهمی در شکل گیری نظریه یاد شده داشته است. فارغ از ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد، پرسش این است که؛ نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب، چگونه بر نگرش به تهدید و جنگ، همچنین شکل گیری قدرت دفاعی ایران تأثیر داشته است؟ در این زمینه دو نظریه وجود دارد که با وجود تفاوت ها، در توجه به نقش و تأثیر انقلاب، وجوه مشترک دارند:

1- نگرش به تهدید و جنگ

 در نظریه اول که با تاکید بر نگرش به تهدیدات صورت می گیرد، علت شگل گیری تهدیدات با نظر به مواضع و رفتار های ایران در برابر عراق صورت بندی می شود. همچنین علت بی توجهی و یا عدم اقدام مناسب در برابر اقدامات نظامی- امنیتی عراق در مرزها و مناطق مرزی نیز متاثر از فروپاشی قدرت دفاعی ایران ارزیابی می شود. در واقع نگرش سیاسی به تهدیدات، در چارچوب انقلاب به جای رویکرد نظامی- راهبردی و در چارچوب موازنه قوا،  موجب غافلگیری و عدم امادگی ایران در برابر حمله عراق ارزیابی می شود. همچنین پس از حمله عراق نیز ناتوانی در شکست عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال نزدیک به 20 هزار کیلومتر از سرزمین ایران، موجب تأکید بر تأثیر انقلاب در ایجاد نابسامانی در ارتش و  فروپاشی قدرت نظامی می شود. برابر این نظریه  انقلاب موجب تحریک عراق برای حمله به ایران، همچنین تضعیف و فروپاشی قدرت دفاعی شد و در نتیجه ایران از آمادگی دفاعی برای بازدارندگی و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی برخوردار نبود.

2- نگرش به ظهور قدرت دفاعی ایران  و شکست ارتش عراق

در نظریه دوم  بر شکست ارتش عراق تاکید می شود. به این شکل که ارتش عراق در تأمین کلیه اهداف نظامی، در سه تا هفت روز، شکست خورد، زیرا واکنش نیروهای نظامی، همراه با حضور نیروهای مردمی در جنگ و شکل گیری «دفاع همه جانبه و مردمی»، بعنوان عامل اساسی در تغییر محاسبات ارتش عراق مورد تاکید قرار می گیرد. برابر این نظریه قدرت دفاعی ایران موجب شکست ارتش عراق شد.

 برابر دو نظریه یاد شده در باره «ارزیابی تهدید» و «دفاع همه جانبه در برابر تجاوز»، تأکید بر تأثیر انقلاب بر شکل‌گیری تهدید و سپس قدرت دفاعی برای شکست ارتش عراق وجه مشترک دارد. وجه افتراق نیز در تناقضی است که وجود دارد، به این معنا که، اگر قدرت دفاعی با مشارکت مردم و بکارگیری کلیه نیروهای نظامی موجب شکست ارتش عراق شد، این پرسش وجود دارد که با فرض هوشیاری در برابر تهدیدات، چرا بر پایه قدرتی که موجب شکست ارتش عراق شد، از حمله عراق جلوگیری نشد؟ اهمیت پرسش یاد شده و ضرورت پاسخ به ان این است که، ناتوانی در بازدارندگی و شکست ارتش عراق بیشتر علت  سیاسی-اجتماعی و مدیریتی دارد.

برچسب ها:

پیوستگی جنگ و انقلاب

،

بازدارندگی

،

قدرت دفاعی

بررسی جنگ به کدام اعتبار؟

شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷

  توصیف و تحلیل، همچنین نقد و بررسی وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی دامنه و تنوع موضوعات، باید تابع اهداف و در نتیجه روش خاصی باشد. گرچه درباره کلیات جنگ می توان سخن گفت، اما کلیّات نیز در امتداد نگرش و روش خاص قابل بررسی و تبیین است.

علت شکل گیری نگرش های متفاوت در حوزه جنگ ایران و عراق و در سایر موضوعات، به نظرم علاوه بر اینکه متأثر از قابلیت های درونی هر پدیده ای است که امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می کند، بیشتر متأثر از رویکرد و روش افراد، همچنین شرایط است. به این شکل که صورت بندی مسایل، یک امر ذهنی است و «مسئله ای» که مابه ازاء بیرونی دارد، متاثر از عوامل مختلفی، از جمله شرایط "درونی" می شود.  با این توضیح مسئله در واقع «درونی کردن» امر بیرونی که تابع نگرشها و پیش فرضهای ذهنی ما نسبت به مسائل و وقایع محیطی است موجب برداشتهای متفاوت می شود. در واقع تفاوت تعریف مسایل در نزد افراد و جوامع مختلف تابع همین ملاحظه است و ریشه در پیش فرض‌های متفاوت ذهنی و همچنین خواسته های متفاوت آنها دارد.  ملاحظه یاد شده موجب نگرش های خاصی به مسایل عام و خاص از جمله به موضوعات،وقایع و مسائل جنگ ایران و عراق شده است . با نظر به مقدمه یاد شده تعریف مسایل جنگ ایران و عراق، حداقل در درون سه نوع نگرش متفاوت که با پیش فرضهای مختلف صورت گرفته و در اینده نیز احتمالا تغییر خواهد کرد، به شرح زیر قابل صورت بندی است:

1- برخی در نگرش به مسئله جنگ در حالیکه به وجوه مختلف توجه دارند، اما بیشتر بر رفتار «دشمن متجاوز و حامیانش»  تمرکز می‌کنند و سایر مسایل را حول این موضوع مورد بررسی قرار می دهند. درونمایه این نگرش، بیشتر سیاسی - اجتماعی و تاریخی است.

2- بررسی وقایع و تلاش برای «شناخت وقایع» و تبیین وقوع آن، ازجمله شرایط و واقعیت ها، در نزد برخی بیش از سایر ملاحظات ازجمله سازوکارها و منطق وقوع رخدادها مورد توجه است. درونمایه این نگرش بیشتر «واقعه نگری» و تاریخی است.

3- در برخی بررسی ها «تفکر و روش مواجهه ایران» با تهدیدات عراق، تصمیم گیری و مجموع اقداماتی که انجام شده یا نشده است، بیش از سایر ملاحظات مورد توجه است. درونمایه این نگرش نیز سیاسی و انتقادی است، هرچند در بررسی های تاریخی با تمرکز بر وقایع هم می توان مجموعه مسایل را در کنار هم بررسی کرد.

با این توضیح، نقد و بررسی ها تابع نگرش ها است و روش نیز متأثر از مسئله است که درونمایه نگرش و روش را تشکیل می دهد. بنابراین نمی توان در موضوع و مسئله مهم جنگ، نگرش و روش ها را محدود کرد، زیرا علاوه بر قابلیتهای موضوع جنگ برای نگرشها و تبیین متفاوت، ظرفیت افراد و تغییر در شرایط نیز برای رویکرد جدید به موضوعات و مسائل بسیار متنوع و گسترده است.

برچسب ها:

نقد و بررسی جنگ

،

رویکرد و روش

،

واقعه محوری

معرفی
    محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاه‌ها درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند.
    همچنین یادداشت های بنده از طریق کانال های ایتا و تلگرام قابل دسترسی است.

کانال ایتا محمد درودیان کانال تلگرام محمد درودیان
جستجو



    در اين سایت
    در كل اينترنت
برچسب ها